شالودهشکنی؛ دستمایۀ اندیشۀ سیاسی- فلسفی صدرالمتألهین شیرازی
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jpq.2020.232418.1007055چکیده
این مقاله درصدد است تا نشان دهد که دو فیلسوف میتوانند در دو گسترة جغرافیای متفاوت و در فاصلة چند قرنی به همدیگر نزدیک شوند و بهرغم فاصلهها و بلکه تفاوتها به یکدیگر پیوند بخورند. نویسندگان مقاله دست آنها را در دست یکدیگر قرار دهند؛ گفتوگو و همزبانی. بنابراین تلاش خواهد شد شباهتها و تفاوتها برجسته شده، با تکیه بر منطق شالودهشکنی اولاً نوآوریهای صدرالمتألهین به بحث گذاشته شود؛ ثانیاً در پرتو راهگشاییهای دریدایی امکان فراروی از اندیشة صدرا مورد توجه قرار گیرد. در این زمینه نقد که از اصول اصلی شالودهشکنی است، در مشیء صدرالمتألهین بررسی میشود. یافتههاحاکی از این است که با وجود رگههای مشترک شالودهشکنانهای میان اندیشة دریدا و صدرالمتألهین،در پارهای از امور با یکدیگر متفاوت میشوند. پدیدارشناسی نگاه دریدا تنها ناظر بر ساحت پرتابشدگی انسان به زیستجهان حاضر است، درصورتیکه صدرالمتألهین ضمن بااهمیت تلقی کردن این زیستبوم مرگ را پایان دازاین هایدگری و سوژة دریدایی بهحساب نمیآورد. صدرالمتألهین با وجود شروع میکند و به مسئلة مهم زمانمندی و حرکت جوهری میرسد، اما نقطة عزیمت دریدا دازاین و امکانات فراروی اوست که پیوندی ناگسستنی با زمانمندی مییابد. فهم هرمنوتیکی صدرالمتألهین در تلاش است تا نیت مؤلف را بهقدر استعداد تبیین نماید، حال آنکه در نگاه شالودهشکنانة دریدا امکان کشف نیت مؤلف یا شارع مقدس مطرح نیست. فهم آن چیزی است که در اندیشة مفسر نقش میبندد. در نگاه شالودهشکنانة دریدا، نوعی بدبینی تجدیدشده نسبت به آنچه ایجاب و اثبات میشود، همواره وجود دارد، اما صدرالمتألهین در روند کلی شالودهشکنانة خود استکمال و اشتدادهای وجودی را میبیند که از دیدگاه دریدایی میتوان وی را در زمرة نگاههای افلاطونی طبقهبندی کرد. با ملاحظات مذکور، این مقاله این نظر را دنبال خواهد کرد که شالودهشکنیهای دریدایی شخص خود دریدا را به دست شالودهشکنی میسپرد، اما شالودهشکنیهای صدرایی صرفاً نقادیها را متوجه زمانة پر شر و شور صفویه مینماید! بدون اینکه او خود نیز در معرض چنین واسازی قرار گیرد.