مدرنیتۀ اروپامحور و سیاسی شدن سنت در جوامع مسلمان
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه تبریز
2 دانشجوی دکتری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22059/jpq.2020.275031.1007378چکیده
غلبه یافتن گفتمان اسلام سیاسی در جدال گفتمانی با مدرنیتۀ اروپامحور موجب فهمی از سنت شده است که میتوان آن را بیشتر بهواسطۀ دغدغههای سیاسی وپیوند آن با منابع «قدرت» فهمید. بدینمعنی که اسلام سیاسی از یک سو سنت را بهمثابۀ اصول مرجعی لحاظ میکند که برای ارزیابی انتقادی گذشته و امروز و ساختن آینده باید به آن بازگشت و از سوی دیگر، دعوت به سنت را بهعنوان واکنشی در برابر چالشهای سلطۀ غربی و دفاع از هویت خود بر میسازد. معنادهی به سنت در اسلام سیاسی بهمنظور سازماندهی به یک نظم اجتماعی خودی و طرد دیگر نظمهای اجتماعی است که مشخصاً از اروپامحوری منبعث شدهاند. این ساختار را میتوان سیاسی شدن سنت در عصر مدرن نامید. بر این اساس، برساخت سنت و انسجام عناصر آن را باید با توجه به شکلگیری فهم مدرن از آن، تابعی از روابط قدرت و حوزة تخاصمات گفتمانی درنظر گرفت که بهواسطة آن جریان سنت در مقام یک عامل هویتبخش به خود و تمایزآفریندر مقابل دیگری ظاهر میشود. پژوهش حاضر با تکیه بر روش تحلیل گفتمانی و با فرض اینکه تولید معنا و اندیشه در تثبیت قدرت ضروری است، بازنمایی و برساخت سنت در اسلام سیاسی را تابعی از روابط قدرت دانسته و در تقابل با گفتمان اروپامحوری تحلیل کرده است.