تبلیغات مشارکتی در زنجیره‌تأمین دوسطحی دارای محدودیت‌های ظرفیت تولید و بودجه تبلیغات با رویکرد برنامه‌ریزی دوسطحی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مهندسی صنایع، گروه مهندسی صنایع، دانشکدۀ مهندسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

2 دانشیار گروه مهندسی صنایع، دانشکدۀ مهندسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

doi
10.22084/ier.2023.27216.2109
چکیده

تبلیغات از مهم‌ترین ابزارهای افزایش فروش اعضاء زنجیره‌تأمین است. افزایش فروش و تأمین تقاضا مستلزم هماهنگی اعضاء زنجیره است. باتوجه به اینکه تصمیمات تبلیغات و تولید در زنجیره به‌صورت تعاملی بین اعضاء است، لازم است شکلی از یکپارچه‌سازی یا مشارکت در تصمیم‌گیری در زنجیره ایجاد شود. زنجیره‌تأمین درنظر گرفته شده در این پژوهش شامل یک تولیدکننده و دو خرده­فروش است. ازطرفی تولید­کننده از تبلیغات سراسری جهت تقویت و تثبیت برند تجاری استفاده می‌کند و ازطرفی دیگر، خرده‌فروشان برای افزایش فروش از تبلیغات محلی استفاده می‌کنند. تولیدکننده در تأمین هزینه­های تبلیغات محلی با خرده­فروشان مشارکت می­کند. به‌علاوه، فرض می‌شود محدودیت ظرفیت تولید برای تولیدکننده و بودجه تبلیغات برای همه اعضاء زنجیره‌تأمین وجود دارد. محدودیت ظرفیت تولیدکننده، نوعی رقابت بین خرده‌فروشان جهت تأمین تقاضا و محدودیت بودجه تبلیغات رقابتی بین آن‌ها برای جلب بیشترین مشارکت در هزینه‌های تبلیغات ایجاد می‌کند. ساختار حاکم بر مدل بهینه‌سازی، از نوع برنامه‌ریزی دوسطحی است که تولیدکننده در سطح بالا و خرده‌فروشانِ رقیب، در سطح پایین قرار دارند. از منظر تئوری بازی‌ها، یک نوع بازی استکلبرگ-نشِ تعمیم‌یافته بین بازیگران حاکم است. روشی برای یافتن تعادل‌های این بازی بر پایه نامساوی‌های تغییراتی پیشنهاد شده است و تحلیل‌های عددی برای ارزیابی مدل و روش حل ارائه گردیده است. درنهایت توصیه‌های مدیریتی مبتنی‌بر پایه نتایج آزمایش­‌های عددی پیشنهاد شده است.