مفهوم‌پردازی اسطوره‌ایِ امر سیاسی در فاشیسم

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران

doi
10.22059/jpq.2020.272989.1007364
چکیده

مسئلة شکل‌دهنده به مقالة پیش‌ِرو، فهم نسبتِ میان «نحوة سامان‌یابی اجتماع سیاسی» (با تمرکز بر نسبت میان فرد، جامعه و دولت) و «نوع نگرش به امر سیاسی» در ایدئولوژی فاشیسم است. پیگیری این مسئله بر این پرسش محوری پایه‌ریزی می‌شود که چگونه می‌توان نحوة سامان‌یابی اجتماع سیاسی در سیاستِ فاشیسم را از منظر شناخت‌شناسی تحلیل کرد؟ در پاسخ، فرضیة این مقاله بر این است که می‌توان نسبت وثیقی میان «ساماندهی توتالیتر جامعة سیاسی» و «مفهوم‌پردازی اسطوره‌ای از امر سیاسی» تصور کرد. در تبیین این فرض، بر این باوریم که رویکرد «پدیدارشناسی فرم سمبلیک» ارنست کاسیرر امکانات نظری راهگشایی در اختیار می‌نهد که بر مبنای آن می‌توان به تحلیل «سیاستِ فاشیسم» به‌مثابة «سیاستِاسطوره‌ای» مبادرت ورزید؛ سیاستی که بر نحوه‌ای از شناختِ اصول سامان‌بخشِ زندگی سیاسی پایه‌ریزی می‌شود که به وابستگی امر سیاسی به ذاتی بیرون از اجتماع سیاسی و، در نتیجه، به فاعلیت­زدایی از انسان می‌انجامد. به‌ تبع آن، اجتماع سیاسی به‌نحوی سامان می‌یابد که فرد و جامعة مدنی را در دولت (به‌مثابة تجسد جماعتِ اسطوره‌ای) منحل می‌سازد.