ارائۀ چارچوب نظری راهبرد فرسایش در سیاستگذاری امنیت ملی
نویسندگان
1 استاد علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2020.303693.1007602چکیده
شرایط نظام بینالملل و ساختار قدرت جهانی، مبین تسری ناامنی و بحران در مقیاسهای مختلف محلی تا جهانی است. امروزه وقوع بحرانهای پردامنه و فراگیر، سازوکارهای امنیتی نظام بینالملل را با چالش مواجه کرده و ضرورت بازآرایی و گذار از ابهامات امنیتی را ایجاب کرده و به اهمیت بهکارگیری راهبردهای کارامد و بهروزرسانی ساختار سیاستگذاری امنیت ملی کشورها افزوده است. «فرسایش» بهعنوان یکی از راهبردهای دیرینه و کارامد کشورها در جنگ و کنترل بحران در شرایط تغییر معادلۀ قدرت، قدمتی تاریخی دارد و با سازوکارهای کارامد و مقرونبهصرفه در منازعات مختلف، طرفهای قوی یا ضعیف بهعنوان ابتکاری راهبردی از آن استفاده کردهاند. با وجود کاربرد گستردۀ این راهبرد در سیاستگذاری امنیت ملی، چارچوب نظری مدونی برای شناخت عمیق و کاربرد اثربخش آن در سطوح راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی وجود ندارد. ادبیات موجود دربارۀ آن نیز ماهیت تاریخی و توصیفی داشته و روند نظری مدونی ندارد. برایناساس، پژوهش حاضر با هدف چارچوببندی نظری راهبرد فرسایش در سیاستگذاری امنیت ملی بهوسیلۀ ادبیات نظری و دانش علمی رشتههای مدیریت راهبردی و سیاستگذاری راهبردی و نیز اطلاعات علمی و تاریخی راهبرد فرسایش سامان یافته است. این پژوهش ماهیت نظری دارد و با رویکرد کیفی و روش تحلیلی توصیفی انجام گرفته است. دادهها با روش کتابخانهای گردآوری شده و در تجزیهوتحلیل اطلاعات از تحلیل عمیق و کیفی استفاده شده است. در مباحث علمی سیاستگذاری به رهیافت فرایندی و در موضوع شکلگیری راهبرد، به مکتب توصیفی اتکا شده است. سرانجام براساس مدل مفهومی طراحیشده، اطلاعات علمی و تاریخی راهبرد فرسایش در سه گام «تدوین»، «اجرا» و «ارزیابی» که شامل پنج بخش «کاوش مفهومی»، «کاوش محیطی»، «تصمیمگیری»، «پیادهسازی» و «کنترل و بازخورد» است، متناظر با مراحل فرایندی سیاستگذاری امنیت ملی چارچوببندی نظری شده است.