واکاوی پدیدارشناختی تفسیر زنان از زندگی پس از طلاق
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه پیام نور شیراز، شیراز، ایران
2 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید پاکنژاد یزد، یزد، ایران
3 مدیر مرکز ارزیابی تأثیر جهاد دانشگاهی استان فارس، شیراز، ایران
4 دکتری جامعهشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران، ایران
doi
10.22034/jscc.2022.2729چکیده
زمینه و هدف: افزایش آمار طلاق و متعاقب آن رشد تقاضا برای دریافت خدمات بهزیستی در بین زنان، طی سالهای اخیر، یکی از زمینههای مهم تغییرات اجتماعی در قلمرو خانواده ایرانی بوده است. این پژوهش با هدف فهم تفسیر زنان مطلقه تحت حمایت سازمان بهزیستی از زندگی پس از طلاق انجام گرفته است. روش و دادهها: گردآوری دادهها از طریق مصاحبه عمیق با 14 نفر از زنان مطلقه تحت حمایت سازمان بهزیستی شیراز انجام گرفته است. تحلیل دادهها بر اساس رویکرد استفهامی با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری صورت گرفته است. یافتهها: یافتهها نشان میدهد شرایط زنان مطلقه از دو تفسیر عمده اثر میپذیرد: تفسیر آنها از موقعیت و شرایط خود و تفسیر جامعه و اطرافیان. مبتنی بر این منابع تفسیری، سه تم اصلی شامل: احساس رهایی، سلطة مضاعف و دلهرة مکرر پس از طلاق، استخراج گردید. زنان در دوران زندگی پس از طلاق همانند دوران زندگی زناشویی، تحت سیطره ارزشهای مردسالارانه قرار دارند و حتی احساس رهایی آنها نیز واجد این ویژگی است. از اینرو، کنترلگری توسط اطرافیان در شئون مختلف زندگی آنها احساس میشود و آنها بهطور مکرر دچار دلهره میشوند. نتیجهگیری: حضور الزامها و ساختارهای فرهنگی و بهویژه ارزشهای مردسالارانه در پساپشت مفاهیم و تمهای منتزع نشان میدهد جهت مدیریت شرایط و کاهش آسیبها لازم است جهتگیریهای پژوهشی به سمت شناخت عمیقتر این ساختارها هدایت شوند. پیام اصلی: فقدان دو مؤلفة مهارتی در میان زنان مطلقه تحت حمایت بهزیستی منجر به تجاربی منفی در آنها شده است: مهارت ارتباطی و حل مسأله؛ و مهارت کسب درآمد مستقل. از اینرو، برنامهریزیهای اجتماعی و فرهنگی در رابطه با این زنان بهتر است در این حوزهها انجام گیرد.