برساخت اجتماعی خودزنی در بستر تغییرات نظام آموزشی: مطالعه‌ای کیفی در بین دانش‌آموزان دختر یزدی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 استادیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

3 دانشیار دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.22034/jscc.2022.2712
چکیده

زمینه و هدف: نظام آموزشی‌ در سال‌های اخیر با چالش‌های کارکردی/معرفتی مهمی مواجه شده و بسیاری از نوجوانان در مدارس در مواجهه با این چالش‌ها ناهنجاری‌های خاصی از خود نشان می‌دهند. از جمله این ناهنجاری‌های درحال ‌رشد، خودجرحی یا همان خودزنی است. هدف پژوهش حاضر بررسی برساخت این پدیده در بسترهای آموزشی موجود است. روش و داده‌ها: در این پژوهش از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه‌ای با استراتژی اشتراوس و کربین 23 نفر از دانش‌آموزان دختر دبیرستانی شهر یزد انتخاب شدند و مصاحبه‌های عمیقی در مورد خودزنی در بستر مسائل آموزشی انجام شد. داده‌ها با 20 مقوله اصلی و  یک مقوله هسته در مدل پارادایمی ارائه شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد مقولاتی همانند فوبیای نهادی نظام آموزشی، قدرت سراسر بین مدرسه، هدایت تحمیلی والدین، بی‌اعتمادی به نظام آموزشی مدرسه، عدم همراهی والدین، تحقیر شخصیتی، بیهوده‌پنداری آموزشی، جو کسل‌کنندۀ مدرسه، تبعیض آموزشی و مواردی از این دست به ظهور استرس هنجاری هژمونیک پایدار منجر می‌شوند. نتیجه‌گیری: در پاسخ به این استرس‌های هنجاری هژمونیک، دانش‌آموزان راهبردهای خاصی پیش می‌گیرند که از جمله آنها خودزنی و آسیب‌رسانی به خود، ترجیح اشتغال بر آموزش و همنشینی افتراقی است. پیام اصلی: نظام آموزشی فشارهای اجتماعی و روانی بر دانش‌آموزان وارد می‌کند و دانش‌آموزان دچار تنش‌ها و استرس‌های فردی/اجتماعی می‌شوند که یکی از پیامدهای درحال‌رشد آن خودزنی است. در واقع برای نوجوانان، خودزنی راهی است برای فرار از مشکلات زندگی، مشکلات فردی و یا بین‌فردی.