ضرورت ائتلاف راهبردی ایران و چین: متوازنسازی منافع مشترک و پرهیزهای مشترک
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دانش آموخته دکتری دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2020.301334.1007580چکیده
مطابق آموزههای نظریۀ اتحاد[1] و همکاری[2] در روابط بینالملل و به نظر گروهی از پژوهشگران داخلی و خارجی، دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین بهرغم داشتن منافع مشترک فراوان در سطوح داخلی، منطقهای و بینالمللی و با وجود برقراری برخی از سطوح مناسبات راهبردی همچنان فاقد شرایط و بایستههای لازم برای ورود به عرصۀ اتحاد و ائتلاف هستند. پرسش آن است که چه موانعی بر سر راه ارتقای روابط دو کشور از سطوح عادی و بعضاً راهبردی به سطح اتحاد و ائتلاف وجود دارد؟ در پاسخ، گزارهای که در چارچوب نظریۀ رژیمها و با استفاده از دو مفهوم بنیادین منافع مشترک و پرهیزهای مشترک بهمثابۀ فرضیۀ تقریر و به آزمون دادهها گذاشته شده، دلالت بر این نکته دارد که پرهیزهای مشترک ایران و چین در عرصۀ داخلی و تعاملات منطقهای و بینالمللی مانع از ارتقای مناسبات دو کشور از سطوح عادی و راهبردی به سطح ائتلاف و اتحاد میشود. برای اثبات/ابطال این فرضیه از روش توصیفی و تحلیلی و برای تجزیهوتحلیل دادههای گردآوریشده از منابع کتابخانهای استفاده شده و در پایان این استنتاج حاصل آمده است که ارتقای مناسبات ایران و چین از سطوح عادی به راهبردی و سرانجام ائتلاف و اتحاد مستلزم متوازنسازی بین منافع مشترک و پرهیزهای مشترک است.