بررسی تعارض یا عدم تعارض آموزۀ خلوت در تصوف با حضور اجتماعی در شریعت اسلامی

نویسندگان

1 استادیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jrm.2019.280653.629921
چکیده

از آیات، روایات و احکام اسلامی برمی­آید که قرآن، پیامبر و صحابه توجه بسیاری به حضور اجتماعی فرد مسلمان داشته­اند و انزوای راهبانه را امری ناپسند می­دانسته­اند و به ­همین علت عالمان و فقیهان منتقد تصوف نسبت به این جریان بدبین­اند و وجود رفتارهای انزواطلبانۀ پیروان بعضی از طرق و سلاسل، منتقدان تصوف آنان را بر آن داشته که عرفان و معنویت را در تضاد با حساسیت­های اجتماعی بدانند و غفلت عرفا از محیط زندگی خود و اجتماع را موجد بسیاری از ناهنجاری­های اجتماعی و سیاسی تلقی ­کنند و به همین علت با ترویج رفتارهای عرفانی مخالفت نمایند. این در حالی است که کلمات عرفا در این خصوص نشان می­دهد که: (1) آن­ها آموزه­هایی دارند که با عزلت مطلق در تعارض است مانند صحبت که بیش و پیش از خلوت بر آن تأکید دارند یا آموزۀ ایثار؛ (2) آنان خلوت و عزلت را مقید به مرتبۀ فرد و مدت زمانی محدود می­کنند و این تقیید با انزوای زاهدانه ناسازگار است؛ (3) در ساحت باور و انگیزه آنان جماعت را پلید و متهم نمی­دانند، بلکه به خود بدبین­اند و انگیزه­شان حفظ دیگران است و این با انزوای برآمده از سوء­ظن به جماعت تفاوت دارد، همچنین مراد آنان از خلوت رسیدن به خلوت قلبی و درونی است، نه جدا شدن از جماعت؛ (4) خلوت در نظر صوفیان در کتاب و سنت سابقه دارد و منافی شریعت نیست و در آداب آن بر نگاهداشت شریعت، به­ویژه عبادات جمعی چون نماز جماعت و نماز جمعه، تأکید شده است. علاوه بر این­ها حضور متصوفه در عرصه­های اجتماعی سیاسی نشانه نادرست بودن مدعای منتقدان تصوف در متهم کردن آن به رهبانیت است.