فوکو؛ کنش پارهسیاییِ انقلابِ شیعی و یونان باستان
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه گنبدکاووس
doi
10.22059/jpq.2020.282298.1007438چکیده
پژوهشهای بسیاری دربارۀ رویکرد فوکو به انقلاب اسلامی ایران انجام گرفته، اما هیچکدام به رابطۀ آن با فلسفۀ یونان باستان اشاره نکرده است. هدف این مطالعۀ تطبیقی نشان دادن این نکته است که بدون فهم فلسفۀ یونان و نقد مسیحیت، علت حمایت فوکو از انقلاب روشن نخواهد بود. ازاینرو پرسش مقالۀ حاضر این است که از دید فوکو، چه رابطهای میان انقلاب شیعی ایران و فلسفۀ یونان باستان وجود دارد؟ آیا چنین قرینهسازیهایی موجه است؟ از دید فوکو، پارهسیا عنصر بنیادین مشترک میان فلسفه یونان و تشیع است. سه مفهوم «شهید»،« آفرینش سوژه» و «مرجعیت» از ویژگیهای پارهسیایی شیعی است. از دید او، غایت پارهسیا و تشیع، تبدیل افراد به سوژههای خودآیین است. او دریافتی متفاوت از مفهوم سیاسیِ «انقلاب» پیشنهاد میکند، همانگونهکه تشیع را همچون معنویت سیاسی فهم میکند. هدف این مقاله، کشف خاستگاه فلسفیِ رویکرد فوکو به انقلاب است.