مدرسه و برساخت سوژگی دانشآموزان در امر مشارکت اجتماعی (مطالعه کیفی مدارس شهر اصفهان)
نویسندگان
1 استادیار گروه جامعهشناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشآموخته کارشناسیارشد برنامهریزی و رفاه اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22034/jscc.2022.2770چکیده
زمینه و هدف: تحقق توسعه در همۀ ابعاد آن به شکل عام و دستیابی به رفاه اجتماعی بهطور خاص، منوط به همراهی و مشارکت گستردۀ کنشگران اجتماعی است. تحقق امر مشارکت، منوط به ایجاد زیرساختهای ضروری و فضاسازیهای لازم است. هدف از انجام این پژوهش توصیف و تحلیل سوژگی دانشآموزان مدارس در زمینۀ مشارکت اجتماعی است. حصول چنین شناختی از ملزومات اساسی سیاستگذاری معطوف به توسعه و رفاه اجتماعی و در نهایت مشارکت اجتماعی است. روش و دادهها: محققان برای دستیابی به هدف مذکور، با استفاده از دو تکنیک تحلیل محتوای انتقادی و انجام انواع تکنیکهای مصاحبههای عمیق به مطالعهی میدانی مدارس متوسطه شهر اصفهان دست زدهاند. رویکرد انتقادی به سیاست آموزشی، به مباحثی همچون بازتولید اجتماعی در فرایند سیاستگذاری آموزشی تمرکز دارند. برای جمعآوری اطلاعات از میدان پژوهش از تکنیکهای مصاحبۀ عمیق، یعنی مصاحبه مسألهمحور، روایی و اپیزودیک و مشاهده مشارکتی استفاده شده است. یافتهها: مدرسه، ادامه و استمرار نظم حاکم است و گفتمان انقلابی که مبتنی بر مشارکت اجتماعی در قدرت بوده، در مدارس ایرانی به آرامی جای خود را به گفتمان موفقیت داده است که در آن اساساً جایگاهی برای مشارکت وجود ندارد. نتیجهگیری: بخشنامهها، قوانین، وضعیت معیشتی معلّمان و خصوصیشدن مدارس، مدیریت مدارس، آموزگاران، معلّمان، فضای کالبدی، زمان مدرسه، و حتی فضای رسانهای در ذیل مفهوم فضای مدرسه، دانشآموزان را به سوی فردیت بیشتر سوق داده و سبب زدایش هرگونه شاخصهای مشارکتی از قبیل همدلی، ایثار و اعتماد از فضای مدارس شده است. پیام اصلی: فضای نظام آموزشی کشور، در حال مشارکتزدایی شدن است و عناصر مشارکتی و همدلانه جای خود را به عناصر و گفتمان موفقیت داده است. در این مقاله نشان داده میشود که چگونه فضای نظام آموزشی، از جهات گوناگون در ذیل گفتمان موفقیت تعریف شده است.