حقوق سیاسی شهروندی در دولت نهم و دهم (احمدینژاد)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه پیام نور ایلام
2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jpq.2020.238315.1007102چکیده
پژوهش حاضر تلاش دارد تا با تأکید بر مدرنیتۀ سیاسی، عملکرد و سیاستگذاریهای دولت نهم و دهم در حوزۀ حقوق سیاسی شهروندی را در این دورۀ زمانی بررسی کند. مدرنیتۀ سیاسی بر تفکیک و تمایز حوزۀ عمومی و خصوصی، دولت و جامعه و فرد و شهروند تأکید دارد. به رسمیت شناخته شدن این تمایز و تفکیکات به تحدید قدرت دولت، گسترش جامعۀ مدنی و آزادیهای سیاسی، حاکمیت قانون و ... منجر میشود، که زمینهساز توسعۀ حقوق سیاسی شهروندی است. این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی صرفاً به بررسی حقوق سیاسی شهروندی که از مؤلفههای مدرنیتۀ سیاسی محسوب میشود، میپردازد. از آنجا که در دولت نهم و دهم شاهد بههم ریختن تمایزات و تفکیکات مورد تأکید مدرنیتۀ سیاسی هستیم، با نوعی اقتدارگرایی، گسترش دخالت دولت، محدود شدن و تضعیف هرچه بیشتر حقوق سیاسی شهروندی مواجهیم. سؤال این پژوهش عبارت است از اینکه سیاستگذاریهای حقوق سیاسی شهروندی دولت نهم و دهم در حوزة مدرنیتۀ سیاسی چگونه قابل تبیین است؟ فرض ما این است که سیاستگذاریهای دولت نهم و دهم در جهت تضعیف حقوق سیاسی شهروندی و گسترش جامعه تودهوار قرار دارد.