تعارض جهان‌بینی و عمل در حکمرانی آرمانی ژانوس در شاهنامه

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/jpq.2020.269060.1007335
چکیده

شاهنامۀ فردوسی روایتی صادقانه از سیاست‌ در ایران‌ باستان و جهان‌بینی حاکم بر آن به‌شمارمی‌آید. اگرچه نمی‌توان شاهنامه را منحصراً متنی سیاسی دانست، روایت‌های آن بازگوکنندۀ بخش‌هایی از زندگی سیاسی و سیاست‌ورزی ایرانیان است، بر این اساس می­توان برخی از ویژگی‌های سیاست‌ورزی ایرانیان را در شاهنامه بازیابی ‌کرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل تعارض میان جهان‌بینی و عمل سیاسی و به تعبیری آشکارسازی ویژگی بنیادین ژانوسی بودن سیاست عملی حتی در حکومت‌های آرمانی در شاهنامه‌است. در این پژوهش مفروض اصلی این است که جهان­بینی دوگانه‌انگار تأثیری بر عمل سیاسی ندارد. بنابراین پرسش مقاله این است که در شاهنامۀ فردوسی تعارض میان جهان‌بینی و عمل شاهان آرمانی و دوچهرگی سیاست چگونه مطرح شده ‌است؟ فرضیۀ ما این است که چهرۀ ژانوسی سیاست در شاهنامه با برداشتی روان‌شناسانه، به شخصیت حکمران نسبت داده می‌شود که نوعی بلاتکلیفی در قضاوت نهایی در خصوص پایبندی حکمران آرمانی به جهان‌بینی به‌وجود آورده‌ است. برای آزمون این فرضیه، از روش تفسیری استفاده شده‌ است.