کندوکاوی انسانشناختی در نظام تاریخی طبقات اجتماعی جامعة ایران و هند و تحوّلات آن از دیدگاه اوستا، شاهنامه و ریگودا
نویسندگان
1 دانشیار مردمشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22034/jscc.2022.2864چکیده
این مقاله، به بررسی مقایسهای انسانشناختی نظام تاریخی طبقات اجتماعی در دو جامعة ایران و هند از دیدگاه سه کتاب تاریخی ریگودا، اوستا و شاهنامه فردوسی میپردازد. در این پژوهش، از روش توصیفی-تحلیلی استفاده و گردآوری اطّلاعات تحقیق بهصورت اسنادی و کتابخانهای انجام شده است. برای این منظور، کتب اوستا، شاهنامه و ریگودا بهصورت مقایسهای بررسی شده است. پژوهش نشان میدهد اگرچه آریاییهای مردمانی صحرانشین و گلهدار و گلهپرور بودند؛ ولی تصوّر این که بین آنها هیچگونه طبقه اجتماعی وجود نداشته است، تصوری نادرست و به دور از واقعیت بهنظر میرسد. در سرودهای ریگودا بهعنوان قدیمیترین کتاب مقدّس دینی هندوها و همچنین در کتاب مقدّس اوستای زرتشتیان و در نهایت شاهنامه فردوسی نیز از طبقات اجتماعی با عناوین مختلف یاد شده است. مطالعة حاضر نشان میدهد هر دو نظام طبقاتی (هند-ایران) منشأ مشترکی داشتهاند. مهاجران آریایی تازهوارد به این دو کشور، توانستهاند ساختارهای اجتماعی مشابه را در این دو تمدّن باستانی و کهن بهوجود آورند.