اخلاقِ میل ایجابی؛ اسپینوزا بهروایت دلوز
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.
2 دانشآموخته دکتری فلسفه اخلاق، دانشگاه قم، قم، ایران.
3 دانشیار گروه فلسفه اخلاق، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.30479/wp.2026.21011.1116چکیده
اخلاقِ میل ایجابی، برخلاف اخلاق میلِ روانکاوانه، متکی به سازوکارهای است که مبتنی بر توانایی و عدم توانایی عامل اخلاقی در جهت خواست قدرت است. بنیان آن نیز بر خلاف روانکاوی، نه عقده ادیپ و سرکوب میل سوژه، که بهمثابه ماشینی است که میل را تولید میکند. فهم دلوز از سوژه میلورز متأثر از آراء هستیشناسانه اسپینوزا و بهمثابه حالت وجود و تمایز سوژه استعلایی از سوژه درونماندگار است. این حالات وجود بهمثابه کنش، تولیدگرند. در این میان، دو دستگاه بهنحو دیالکتیکی مانع رشد جریان میل و همزمان سبب گسترش آن میشوند؛ دستگاه پارانویاک و اسکیزو، یکی بهمثابه ثبات و دیگری بهمثابه صیرورت. ماشین معجزهگر نیز در کنار ایندو، وظیفه تبدیل بالقوگی محضِ ماشین پارانویاک به فعلیت دستگاه اسکیزو را دارد. مطابق با این سوژه میلورز، مهمترین مبنا برای اخلاق درونگرایانه اصل صیانت ذات یا کوناتوس است که مرکز اخلاق را از نفس به بدن منتقل میکند. درواقع خیر متعلق چنین خواهشی است. وانگهی، هر اثرگذاریای نیز مبتنی بر نوعی اثرپذیری پیشاآگاهانه است که نماینده دستگاههای مختلف، از جمله دستگاه پارانویاک است در برابر دستگاه کنشیِ اسکیزو. بهعلاوه، اخلاق نه محصول طرد و غلبه یکی بر دیگری، بلکه نتیجه همکاری واکنش و کنش است که بهصورت دو تفسیر از خواست قدرت صورت میپذیرد؛ نخست دیالکتیک دستگاه شیزو و اسکیزو، و دیگری بهمثابه ماشین معجزهگری که آریگویی دیونوسی است. این نقطه، غاییترین نقطه اخلاق درونماندگار، یعنی آفرینش ارزشهاست.