فرم سیاست در نظریه حقیقت انتقادی: مطالعه موردی طرح جورجو آگامبن
نویسندگان
1 دانشآموختة کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 استادیار علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2020.220624.1006953چکیده
نیچه،از پیشتازان تبار فلسفة انتقادی، در «تبارشناسی اخلاق» خود میگوید، برای «انسان»، مسئلة اصلی زندگی، نه خودِ رنج کشیدن، بلکه «معنایی» است که رنجکشیدنهایشدارد. اگرهمینتقلای مکرروپیوستة «معناجویی» ازپسایدئولوژیهاورژیمهایحقیقتِهنجاری رامحورگفتاری بدانیمکه «فلسفةانتقادی» نامیدهمیشود،درخواهیم یافتکهفلسفةانتقادی،پیوندی وثیقبااحیاوطرحدوبارة «حقیقت»،آنهمدرجهانی داردکهحقیقتو «معنا»،هموارهبهپای ارزشهایینظیر «فایده» و «لذت» ازیکسووبنیادگرایی وخشونتازسوی دیگربهمسلخآوردهمیشود.روشناستکهدرچنیننبردی برای «حقیقت»،آنچهحائزاهمیتاست،نهصرفاًپیریزی یک «هستیشناسیِحقیقت»، یا «انسانشناسی» ومعرفتالنفسانتقادی،بلکهترسیموپیشکشیدن «چهرهای» استکهایننظریۀحقیقتانتقادی،برای جهانانسانیوروابطمیانانسانهابهبارخواهدآورد؛چهرهایکهبیشازهر چیز،خودرادر «فرمسیاست»،نمایانمیکند.دراینمقاله،تلاشنظری فیلسوفانانتقادی،برای بازسازی نسبتمیان «طرححقیقت» بافرمسیاستراازخلالنظریةجورجوآگامبن،فیلسوفانتقادی معاصر،دنبالمیکنیم. جایی کهآگامبن،بهمیانجی «انسانشناسی» ونظریةحقیقت،تلاشمیکندتاآپاراتوس یافرمی رابرای روابطانسانی بهپیشبکشدکهسودای حقیقتجوییانسانراباکنشخلاقانهوآزادازسلطه،پیوندزندوجایی برای کنشمعطوفبهحقیقتدراجتماعآیندهبازنگاهدارد.