ریاست معنوی در فلسفۀ سیاسی ایرانی از منظر هانری کربن
نویسندگان
1 استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
2 دانشجوی دکتری دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2020.238238.1007135چکیده
برجستگی روح معنویتگرایی در ذهن و ضمیر انسان ایرانی و البته انعکاس آن در هستیشناسی، انسانشناسی و فرجامشناسی اندیشۀ ایرانی، در پرداختن به امر سیاسی نیز پیامدهای خود را آشکار خواهد ساخت. در این پژوهش بر آنیم تا از این منظر به بررسی جایگاه، چیستی و تداوم ریاست و سیاست باطنی و روحانی و بهطور خاص شاه آرمانی و ولایت معنوی در فلسفۀ ایرانی بپردازیم. در این زمینه، اندیشههای هانری کربن، بهعنوان فیلسوفی که در جایجای آثار خود به این استعداد ایرانی اشاره دارد، و درک و دریافت وی از مضامین بالا، هدایتگر مسیر و مقصود ما بوده است. در پاسخ به این پرسش که مبانی شاه آرمانی و ولایت معنوی در فلسفۀ سیاسیِ ایرانی چیست؟ مستلزم آن بودهایم تا از ساحت «علم سیاست» به «فلسفۀ سیاسی» با مختصاتی که در ادامه بدان اشاره شده است، گذر نماییم. بهاختصار، درکی که از شاه آرمانی و ولایت معنوی و بهطور کلی سیاست باطنی در اینجا توصیف میشود، در ساحتی کلی، ژرفاندیشانه، فراتاریخی و مبنایی است که قابل فهم میباشد و این امری متمایز با سطح جزئی، تاریخی و عینی سیاست بوده و قابل فروکاست یا مقایسۀ صوری با مقتضیات و واقعیات موجودِ آن نیست. به باور ما، کربن بر آن است تا ضمن تأکید و برجستهسازی بُعد معنویِ نبوّت و امامت، تمایزی بین ولایت، ریاست و هدایت روحانی با شکل ظاهری و دنیوی آن ایجاد نموده و بیآنکه مجبور باشد تا از آرمان به واقعیت سقوط کند، با اصالتی که به عالم و ساحتی مینوی و باطنی و تاریخ و زمانی لطیف و درونی در جهانبینی فلسفۀ ایرانی دریافته و بهرهگیری از تأکیدی که در آنجا به آرمانشهر، شاه آرمانی و فرشگرد و منجیگرایی وجود دارد، از مفهومی چون ولایت و ریاست معنوی سخن بگوید.