ماکس وبر و احیای حاکمیت سیاسی در عصر سلطۀ عقلانیت ابزاری

نویسندگان

1 استاد علوم سیاسی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2020.211734.1006857
چکیده

  در دورۀ مدرن، دولت همچون سایر شئون زندگی تحت سلطۀ روزافزون عقلانیت ابزاری قرار گرفته است که بازتاب آن را در نفوذ دیوان‌سالاری به حوزة اهداف سیاسی می‌توان مشاهده کرد.. ماکس وبر از طریق پژوهش در بنیادهای تاریخی و فلسفی دولت مدرن و ارائۀ فرم سیاسی دولت دموکراتیک، در پی اصلاح محدودیت‌های به‌وجودآمده برای اعمال حاکمیت سیاسی ملت آلمان بود. به باور او، سلطة دیوان‌سالاران بر حوزة اهداف سیاسی را می‌توان از طریق اتخاذ مدل دموکراسی مبتنی بر رهبری یک سیاستمدار حرفه‌ای و دارای اخلاق مسئولیت اصلاح کرد و بدین‌ترتیب راه را برای عینیت‌یابی حاکمیت سیاسی ملت گشود. هدف این مقاله، ترسیم رابطة ایجابی میان فرم سیاسی و محتوای تاریخی برای اصلاح محدودیت‌های ناشی از ایدة دولت مدرن است. براساس شیوة استدلال این پژوهش، مفسر در اندیشة وبر می‌تواند به برداشتی منسجم از مدل دولتِ دموکراتیکِ مبتنی بر شرایط تاریخی دست یابد.