نولیبرالیسم و تولد دوبارۀ سزاگرایی کیفری
نویسندگان
1 دکتری حقوق جزا و جرمشناسی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2020.140601.1006701چکیده
این واقعیت که از اواخر قرن بیستم در آمریکا، آن هم بعد از گذار از تئوریهای مختلف در حوزة سیاست جنایی، دوباره نوبت به سزاگرایی، اعمال مجازات متناسب، سختگیرانه و توجه به گونهای از اخلاق اجتماعی و حفظ آن از طریق نظام سزادهی استحقاقی رسیده است، بسیار محل تأمل و بحث است. برخی اندیشمندان توضیح این تحول را در تغییرات اساسی در رویکردهای مرتبط با حقوق کیفری و حتی برخی نظریه های اجتماعی و فرهنگی خلاصه میکنند. در نوشتار حاضر، نگارنده قصد دارد تا به مؤلفههای سیاسی تأثیرگذار بر بازتولید ادبیات سزادهی بپردازد. آنچه در پایان نتیجه گرفته خواهد شد، همسویی سزاگرایی و ارکان اصلیِ آن با خوانش جدید و مسلط از نظریۀ لیبرالیسم سیاسی است که با عنوانِ نولیبرالیسم به برخی ویژگیهای مبنایی سزاگرایی بسیار نزدیک است.