تحلیل جماعات تکفیری نوظهور براساس تئوری کاریزماتیک ماکس وبر
doi
10.22059/jpq.2020.250861.1007231چکیده
شکلگیری و رشد جماعات تکفیری نوظهور، از مهمترین تحولات اخیر کشورهای غرب آسیاست. در این میان از داعش بهعنوان مهمترین جماعت تکفیری نوظهور در جریان نوسلفی جهادی نام برده میشود. فهم ماهیت، ساختار و عملکرد داعش، نیازمند بهکارگیری چارچوبی تئوریک و متناسب است. از جمله تئوریهای رایج در تحولات اجتماعی، تئوری کاریزماتیک وبر است که بهنظر میرسد میزانی از قدرت تحلیلِ شکلگیری و عملکرد جماعات تکفیری از جمله داعش را واجد است. بر این مبنا در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی تلاش شده است که با استفاده از این تئوری، ماهیت، چگونگی شکلگیری، ساختار و عملکرد داعش بررسی و تحلیل شود. سؤال تحقیق این است که «آیا میتوان جماعت تکفیری داعش را مصداقی از تئوری کاریزماتیک وبر برشمرد؟» در این زمینه با بررسی اندیشه و آثار وبر، دو مدل از چگونگی «ساختار» و «شکلگیری و ماهیت جنبش کاریزماتیک وبری استخراج و با بررسی زمینههای شکلگیری و ماهیت، ساختار و عملکرد داعش با تطبیق مؤلفههای دو مدل تحلیلی به جهت سنجش فرضیه مذکور آورده شده است. در انتها هم با ترسیم مدل مفهومی که حاکی از چگونگی تطبیق تئوری و مصداق با نکات ترمیمی بیانشده است میتوان اذعان کرد که داعش مصداقی متناسب با کاریزماتیک وبر در بسیاری از مؤلفههاست.