بررسی نمودهای تعامل جغرافیای انسانی- طبیعی در معماری به مثابه درونزایی: مطالعه موردی خانه روستایی اورامان
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا، گروه معماری، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
2 دانشیار گروه معماری و ساختمان، دانشگاه فنی و حرفه ای تهران، ایران
3 استادیار دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2021.135679چکیده
امروزه مشابهسازی تا کالایی سازی، با نادیده انگاشتن ارتباط با ماهیت وجودی بستر بوم(جغرافیای) انسانی طبیعی، بنیان های معماری را درنوردیده است. مدل درونزا در اقتصاد با ریشه در گیاه شناسی، منابع انسانی و شکوفایی استعداد های درونی انسانی را با آموزش در تقابل با تجمیع امکانات مادی و کالا محوری مورد توجه قرار داده است. پیشینه ی این مفهوم با معانی معماری درونزا وارد ادبیات معماری ایران شد که انسان و مردم را به عنوان علت غایی در تقابل با کالایی سازی محور قرار داده است. این پژوهش با بسط مفهوم درونزایی در پی آزمون این فرضیه هاست : الف. وجود انسان اندرکنش بوم (جغرافیای) انسانی طبیعی، ماهیت معماری درونزا است که در معماری به حضور میآید. ب. دلالتهای اجتماعی فرهنگی یا زیست بوم انسانی تعیین کنندهی علل کارکردی، جغرافیایی یا بوم طبیعی است؛ که با روشهای کیفی و استدلال منطقی، مفهوم نظری معماری درونزا در نسبت با وجود انسان در بوم(جغرافیای) انسانی طبیعی برساخت و با روش تفسیر پدیدارشناسانه، وجوه آن را در خانههای روستایی اورامان چنان مصداقی استخراج میشود. نتایج نشان میدهد که معماری درونزا مدلی برای خلق و نقد، با مفهومی پدیدارشناسانه، حاصل وجود انسان اندرکنش بوم انسانی طبیعی است که در معماری به تماشا میآید و تداوم بودن با معماری در بستر بوم با مراقبت، محافظت و مشارکت ممکن میشود.