درآمدی بر بنیادها و نتایج علم سیاست در ایران
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22059/jpq.2020.254342.1007237چکیده
مناقشات مربوط به ماهیت و واقعیت علم سیاست در ایران جزو مباحث مرسوم در سالهای اخیر است. عدهای آن را ساختی نظری برای امری واقعی دانستهاند تا بدان وسیله بتوانند چارچوبی تجریدی برای پدیدهای عینی تدارک ببینند. اما عدهای دیگر برآنند که علم سیاست ماهیتاً دانشی کاربردی است، چراکه در بادی امر در پی مدیریت بهتر شهر و جامعه بوده است. بر این اساس، هدف این مقاله بررسی وضعیت این دانش و تحول آن از وجوه کاربردی به وجوه نظری است. روش مقاله بهرهگیری از چارچوب اندیشة شناختی جان مارو با تمرکز بر دو وجه مبانی و نتایج است. یافتههای مقاله آن است که علم سیاست در ایران از گذشتههای دور وجه کاربردی با سه مبنای حقوقی، دینی و بوروکراتیک داشته است. بعدها تأسیس مدرسة علوم سیاسی با هدف تربیت افرادی برای مدیریت مذاکرات سیاسی در آستانة جنگهای ایران و روس و ادارة بهتر جامعه و بهبود روابط خارجی، این هدف را تسهیل کرد؛ وضعیتی که تا انقلاب اسلامی کموبیش تداوم داشت. چنانکه با حاکمیت رویکردهای نظری، این دانش از ماهیت کاربردی خود بهتدریج فاصله گرفت و امروز دانشی کمتر کاربردی محسوب میشود. بدینسان، نتیجة نهایی این مقاله آن است که در حال حاضر این دانش کموبیش غیرکاربردی نمیتواند خود را به ساختهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی جامعه برای ادارة بهتر آن تحمیل کند، ازاینرو برای بازگرداندن آن به ریل کاربردی باید به مهندسی مجدد و بازتعریف بنیادهای آن پرداخت.