سیاست زیباشناختی؛ بررسی وجوه زیباشناسانۀ سیاست در آرای ژاک رانسیر «زیبایی‌شناسی به‌مثابۀ عنصری مستتر در ذات هر سیاست رهایی‌بخش»

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

2 دانشجوی دکتری اندیشۀ سیاسی دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

doi
10.22059/jpq.2019.231294.1007042
چکیده

سیاست در دستگاه فکری رانسیر، تلاشی برای نشان دادن آن به‌مثابۀ سازوکاری زیبایی‌شناختی است. بدین شکل به‌جای آنکه سیاست به‌کارگیری یا تلاش برای کسب قدرت باشد، پیکربندی جهانی ویژه است. در این راستا، رانسیر بر آن است که ماهیت زیبایی‌شناختی سیاست را نه به‌عنوان یک جهان ویژۀ مجرد، بلکه به‌عنوان یک جهان ناسازگار بازتعریف کند. جهانی که به برسازی شکل جدیدی از حس مشترک و افق جدیدی از رؤیت‌پذیری‌ها می‌انجامد که با نفی سلسله‌مراتب بازنمودی میان موضوعات باارزش و پست به مرئی‌پذیری کنش‌ها و کاربست‌هایی منجر می‌شود که در ذیل نام سیاست قرار می‌گیرند. در این راستا، مقالۀ حاضر، سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که «بُعد زیبایی‌شناختی سیاست در اندیشۀ رانسیر چگونه و بر‌مبنای چه مؤلفه‌ها و مقولاتی شکل نظری به خود گرفته است». بنابر فرضیۀ ما، رانسیر با مفروض گرفتن زیبایی‌شناسی به‌عنوان ایدۀ کانتی «صور پیشینی حساسیت» - امری مربوط به زمان و مکان- به سیاست در چارچوب رهایی از توزیع امر محسوس می‌پردازد؛ امری که به طرح و بازخوانی مفاهیم سیاست و زیبایی‌شناسی و گذر از معانی متعارف آنها می‌پردازد. در مقالۀ پیش رو، پس از بررسی بعد زیبایی‌شناختی سیاست در اثر «شب‌های پرولتاریا» و بررسی تبارشناسانۀ ایدۀ «صور پیشینی حساسیت» در زیبایی‌شناسی کانت به بحث مبسوط از سیاست و وجوه زیباشناسانۀ آن در آرای ژاک رانسیر خواهیم پرداخت.