بهره گیری از رهیافت بازاریابی اجتماعی در سیاستگذاری عمومی

نویسندگان

1 دکتری سیاستگذاری عمومی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2019.137769.1006667
چکیده

سیاستگذاری در بسیاری از حوزه‌ها نظیر حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی،‌ جنایی، آموزشی و ... تا اندازه‌ای مستلزم تلاش برای ایجاد تغییر در رفتارهای انسانی است. بازاریابی اجتماعی رهیافتی است که ضمن بهره‌گیری از ادبیات بازاریابی تجاری، با هدف ایجاد تغییر در رفتارهای انسانی پا به عرصۀمطالعات اجتماعی گذاشته است. مقالۀ حاضر ضمن معرفی بازاریابی اجتماعی به‌عنوان رهیافتی مؤثر، آن را به‌عنوان ابزاری ارزشمند در مسیر تحقق اهداف سیاستگذارانۀ معطوف به تغییر رفتار معرفی می‌کند. علی‌رغم ماهیت فرایندی بازاریابی اجتماعی، الگوهای بازاریابی اجتماعی اغلب آنچه را پوشش می‌دهند که سیاستگذاران در مرحلۀ تدوین سیاست‌ها- در قالب مدل چرخه‌ای سیاستگذاری- بدان نیازمندند. از این‌رو این مقاله در جهت روشن شدن ارتباط بازاریابی اجتماعی با فرایند سیاستگذاری عمومی، در مرحلۀ تدوین سیاست‌ها به معرفی الگوی NSMCاز الگوهای بازاریابی اجتماعی می‌پردازد و در بخش راه‌حل گزینی، دو مدل 4Ps و MINDSPACE را مفید فایده می‌داند. الگوهای مذکور به سیاستگذار کمک می‌کنند تا با درک عمیق‌تر موقعیت فرد در جامعه، به اتخاذ سیاست‌های مؤثر معطوف به تغییر رفتار انسانی مبادرت ورزد که متأسفانه این مهم در کشور ما مغفول مانده است.