بررسی چیستی حرکت در نگاه ملاصدرا و ژیل دلوز
نویسندگان
1 دانشیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
3 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
doi
10.30479/wp.2025.21416.1140چکیده
حرکت از موضوعاتی است که در طول تاریخ فلسفه نزد اندیشمندان مورد بحث بوده است. برخی وجودِ واقعیت آن را کاملاً رد کردهاند، برخی بدیهی دانستهاند و گروهی در چیستی آن نظر دادهاند. اینکه اساساً حرکت چیست؟ در نوع جهتگیری اندیشه یک فیلسوف نقشی مهم دارد، زیرا پس از قبول وجودِ حرکت، نشان میدهد که جهان در تفکر او، چگونه است و چه ویژگیهایی دارد؟ پس یکی از ارکان جهانبینی فیلسوف را این مهم مشخص میکند. در فلسفه اسلامی، ملاصدرا نقشی تحولزا در مسئله حرکت ایفا نموده و وقوع آن را علاوه بر اعراض یا برخی از آنها، به جوهر نیز تسرّی داده است. درواقع او حرکت را از حاشیه به متن آورد. او حرکت را نحوه وجود دانسته و جدا از مقولات میشمارد. ژیل دلوز، از فیلسوفان معاصر فرانسوی، نیز نظری بدیع درباب حرکت دارد. او اصولاً اندیشههایی ضد افلاطونی دارد و در باب حرکت نیز، آن را در تمام جهان جسم و جسمانی، جاری میداند. در پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفیـتحلیلی، به چیستی حرکت در نگاه ایندو اندیشمند پرداخته و تفاوتها و شباهتهای نظر آنها را مورد تحقیق قرار دادهایم. نتیجه تحقیق نوعی شباهت کمنظیر را نشان داد، بهنحوی که میتوان گفت هر دو فیلسوف، حرکت را در تمام جهان مادی، محقق و لازم میدانند.