آیا مولفه‌های سلامت روان‌شناختی محیط کار پیش‌بینی‌کننده ابعاد بیگانگی شغلی هستند؟

نویسندگان

1 داﻧﺸﮕﺎه آزاداﺳﻼﻣﻲ

2 داﻧﺸﮕﺎه آزاداﺳﻼﻣﻲ

3 داﻧﺸﮕﺎه آزاداﺳﻼﻣﻲ

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه مولفه­های سلامت روان­شناختی محیط کار (شامل: فرصت کنترل، فرصت استفاده از مهارت­ها، اهداف بیرونی ایجاد شده، گوناگونی محیطی، وضوح محیط، دسترسی به پول، امنیت جسمانی، فرصت تماس با دیگران، مقام و جایگاه اجتماعی ارزشمند) با ابعاد بیگانگی شغلی)شامل: بیهودگی، بیزاری فرهنگی، ناتوانی، بی­هنجاری، بیزاری از کار و انزوای اجتماعی) انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی، از نوع همبستگی کانونی بوده و جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان اداری یکی از دانشگاه­های دولتی در شهر تهران تشکیل داده­اند که از میان آنان 151 نفر با استفاده از روش نمونه­گیری در دسترس طبقه­ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل، پرسش­نامه سلامت روان­شناختی محیط کار مهداد و همکاران، (1390) و پرسش­نامه بیگانگی شغلی ( بوئر، 2001) بوده است. تحلیل داده­ها با استفاده از ضریب همبستگی کانونی نشان داد که که یک همبستگی کانونی بالایی (975/0) بین متغیرهای مرتبط با مولفه­های سلامت روان­شناختی محیط کار و ابعاد بیگانگی شغلی وجود دارد. جفت کانونی نشان داد که به استثنای بیهودگی، تمامی متغیرهای بیزاری فرهنگی، ناتوانی، بی­هنجاری، بیزاری از کار و انزوای اجتماعی به­وسیله عمدتاً متغیر وضوح محیط قابل تبیین است.  هم­چنین، قوی­ترین رابطه بین وضوح محیط (با ضریب کانونی استاندارد 995/0) از متغیرهای مجموعه اول (مستقل) و بی­هنجاری (با ضریب کانونی استاندارد 99751/0-) از متغیرهای مجموعه دوم (وابسته) وجود دارد. در نتیجه می­توان از طریق افزایش شاخص­های سلامت روان­شناختی محیط کار، بیگانگی شغلی کارکنان را کاهش داد و در نهایت از بین برد.