مشروعیتبخشی به جنگ علیه تروریسم در گفتمان سیاست خارجی آمریکا
نویسندگان
1 دانشیار روابط بینالملل دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 کاندیدای دکتری روابط بینالملل دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2020.265604.1007308چکیده
پس از حادثة یازدهم سپتامبر و شکل گرفتن آنچه «جنگ علیه ترور» خوانده شد، آمریکاییها با حمله به افغانستان و عراق به آن پاسخ دادند. لازمة مبادرت به دو جنگ در پاسخ به یک حملة تروریستی، با توجه به پرهزینه بودن جنگها در ابعاد مختلف مادی، انسانی و عاطفی-احساسی، توجیه و مشروعیتبخشی به آنها بود. حال این مسئله مطرح میشود که چگونه در جهت امکانپذیر شدن چنین سیاستهای پرهزینهای، راهبردهای مشروعیتبخش به آنها شکل گرفت. این مقاله با بهرهگیری از چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی و روشهای تحلیل استعاره و تحلیل خصوصیات اسنادی، به تجزیهوتحلیل خطابههای دولت بوش در مورد جنگ علیه تروریسم میپردازد تا راهبردهای مشروعیتبخش به این سیاست خارجی را نشان دهد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که مقامات آمریکایی بهویژه بوش در چارچوب گفتمانهای مسلط داخلی و بینالمللی همچون استثناگرایی و لیبرالیسم و با بهرهبرداری از خلأ معنایی ایجادشده در پی این بحران، به بازنمایی جدیدی از «خود» و «دیگری» پرداختند تا به سیاست و رویههای این کشور در جنگ علیه تروریسم مشروعیت بخشند.