بررسی اثر زیست‌محیطی برخی گیاهان توصیه‌شده برای قرار‌گیری در تناوب زراعی با عدس (Lens culinaris) به‌منظور انتخاب سازگارترین گیاه

نویسندگان
doi
10.22067/ijpr.2025.95720.1119
چکیده

انتخاب گیاهان در تناوب زراعی با عدس ( Lens culinaris )، تاکنون عمدتاً براساس معیارهای زراعی به‌ویژه عملکرد صورت گرفته و اثرات زیست‌محیطی متفاوت این گیاهان به‌عنوان یک معیار کلیدی در طراحی تناوب نادیده مانده است. این پژوهش به مقایسه آثار زیست‌محیطی شش گزینه تناوبی با عدس شامل چاودار ( Secale cereal )، جو ( Hordeum vulgare )، کلزا ( Brassica napus )، سیب‌زمینی ( Solanum tuberosum )، ذرت ( Zea mays ) و گندم ( Titicum aestivum ) پرداخت تا پایدارترین گزینه از منظر زیست­محیطی معرفی گردد. اثر شش گیاه معرفی‌شده بر طبقات سلامت انسان، بوم‌نظام‌­ها و منابع محیطی با استفاده از تکنیک ارزیابی چرخه حیات و کاربرد نرم­افزار سیماپرو (Vr 9.5) مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته­ها نشان داد که بیشترین خسارت زیست­محیطی (از نظر هر سه طبقه سلامت انسان، منابع محیطی و بوم‌نظام‌­ها) از طرف چاودار و جو ایجاد شد. اگرچه مقادیر عددی منفی در شاخص‌ بوم‌نظام‌‌های خشکی-مصرف آب، نشان‌دهنده عملکرد مطلوب چاودار در کاهش فشار بر مصرف آب بود، امّا در نهایت و با ادغام تمامی شاخص‌ها، این گیاه در مقایسه با سایر گزینه‌ها، بیشترین مجموع آسیب زیست‌محیطی را به همراه داشت. کمترین خسارت زیست­محیطی از نظر سلامت انسان به سیب­مینی و کلزا اختصاص داشت، به‌طوری‌که اثر چاودار بر سلامت انسان به‌ترتیب 48 و 65 درصد بیشتر از سیب­زمینی و کلزا به دست آمد. تمامی گیاهان مورد بررسی، بیشترین اثر زیست­محیطی را بر سلامت انسان داشتند. اثر همه گیاهان بررسی‌شده بر مصرف منابع محیطی، ناچیز بود. به‌طور‌کلی، با در نظر گرفتن هر سه طبقه خسارت (سلامت انسان، بوم‌نظام‌­ها و منابع محیطی) چاودار و جو نامناسب­ترین گیاه برای قرارگیری در تناوب زراعی با عدس هستند و کمترین خسارت زیست­محیطی به کلزا و سپس سیب­مینی اختصاص داشت. بر این اساس، می­توان گیاهان زراعی کلزا و سیب­زمینی را برای قرارگیری در تناوب زراعی با عدس پیشنهاد نمود تا در راستای نیل به کشاورزی پایدار، علاوه‌بر تولید مطلوب عدس، سلامت زیست­محیطی نیز حفظ شود.