چرا کودکان مراکز‌خرید را ترک می‌کنند: با استفاده از رویکرد فراترکیب

نویسندگان

1 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.

2 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

3 استادیار، گروه ریاضی و آمار، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین، قزوین، ایران

4 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

doi
10.22070/cs.2022.16415.1237
چکیده

اخیرا مطالعاتی در‌مورد مصرف‌کنندگان کودک انجام نشده و اکنون به‌طور جهانی پذیرفته‌شده که کودکان امروزه نقش چندوجهی در مصرف ایفا می‌کنند، این نقش‌ها عبارتند‌از: خریدار، تاثیرگذار و متقاعدکننده.کودکان بخش مهمی از دنیای اقتصاد هستند و اقدامات روزمره آن‌ها به بخش مصرف‌کننده اقتصاد مرتبط است. بسیاری از محققان بر اهمیت تاثیر کودکان بر خرید والدین خود متمرکز شده‌اند و بسیاری از آن‌ها به اثرات روانی حضور کودکان در تجربه خرید پی برده‌اند.هدف این مقاله، شناخت پیشایندها و پیامدهای تجربه کودکان به‌عنوان مشتریِ مراکز‌خرید با ارائه بررسی از پژوهش‌های گذشته در‌مورد کودکان به‌عنوان مصرف‌کنندگان خرده‌فروشی، با تمرکز بر تجربه‌خرید مشتری و جامعه‌پذیری مصرف‌کننده می‌باشد. رویکرد این پژوهش کیفی و از نوع فراترکیب می‌باشد. گردآوری داده‌ها به روش اسنادی و با بررسی تمامی منابع علمی در جامعه آماری مطالعات مرتبط با کودکان به‌عنوان مصرف‌کننده در بازه زمانی 1988 تا 2020 انجام شد. در این مطالعه کیفی فراترکیب، الگوی هفت مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو (2007) مورد‌استفاده قرار گرفته که در این راستا 39 پژوهش در زمینه موضوع مدنظر بررسی و در نهایت 16 پژوهش به‌صورت هدفمند انتخاب گردید. از میان مطالعات بررسی شده 62 کد اولیه و 5 مفهوم استخراج گردید. در‌نهایت یافته‌ها در‌قالب مدل ارائه گردید. یافته‌ها نیز حاکی‌از‌آن است که مراکز‌خرید برای جذب کودکان با توجه به ویژگی‌های مرکز‌خرید تمرکز کنند تا تمایل برای انتخاب مرکز‌خرید افزایش یابد.