بررسی بازتاب منهیّات نهج‌البلاغه در حدیقۀ سنایی با رویکرد بینامتنیت

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

3 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه محقق اردبیلی

4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

doi
10.22084/nahj.2019.19051.2273
چکیده

طبق نظر نظریّه­پردازانِ بینامتنیت ازجمله کریستوا، هر متنی در ارتباط با متون پیشین، معنی می­یابد. متن ممکن است صورتِ گسترش­یافته یا شکل هنریِ متون قبلی باشد. حدیقۀ سنایی به­عنوان متن تعلیمی و عرفانی، از متون اسلامی فارسی و عربی بهره­ها برده است. نهج­البلاغه، یکی از متون اسلامی است که سنایی در پدید آوردنِ حدیقه­الحقیقه، به­صورت گسترده و فراتر از حدّ تأثیرپذیری، بدان نظر داشته است؛ به­گونه­ای که برای درکِ بسیاری از نکته­های حدیقه، باید به سخنان مولا علی(ع) به­ویژه نهج­البلاغه مراجعه کرد. موضوع رذایل و محرّمات، به دلیل بازتاب نسبتاً گستردۀ آن، در کلام علی(ع) و نیز حکیم سنایی، مبحث اصلی تحقیق حاضر است که براساس رابطۀ بینامتنی و با تأکید بر نهج­البلاغه و حدیقه­الحقیقه بررسی می­شود. نتیجۀ پژوهش نشان می­دهد سنایی در مثنویِ تعلیمی عرفانیِ حدیقه­الحقیقه، هم از امکانات شعری و هم از واژگان، مضامین و اشارات ارزندۀ سخنان علی(ع) به­صورت­های سه­گانۀ بینامتنی (نفی بخشی، نفی متقارن و نفی کامل) استفاده کرده است. بی­تردید، این تعاملِ آگاهانۀ حدیقه با کلام علی(ع)، موجب ماندگاری و پویایی اثر سنایی شده است.