تأملاتی در مفهوم ارته (اشه) ایران باستان در پرتو هستی‌شناسی و انسان‌شناسی فلسفۀ ایرانی

نویسندگان

1 استادیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2019.255499.1007242
چکیده

به‌منظور توصیف و فهم مفهوم «ارته»(arta) به‌عنوان یکی از مبانی اساسی فلسفۀ سیاسی ایران باستان در کنار آرمان‌شهر و شاه آرمانی، به‌نظر می‌رسد نظریه‌های جدید «علم سیاست» که مبتنی بر رویکردهای طبیعی و پوزیتیویستی و عینیت‌گرا هستند، چندان وافی به مقصود نباشند. به همین سبب در پژوهش حاضر بر آنیم که با ورود به ساحت «فلسفۀ سیاسی» و طرح مبانی هستی‌شناسی و انسان‌شناسی «فلسفۀ ایرانی»، به سیاست از چشم‌اندازی هستی‌شناسانه، فیلسوفانه، ژرف‌اندیشانهو حقیقت‌جویانه نظر افکنیم. ضرورت کار در جایی برجسته‌تر می‌شود که توجه داشته باشیم که چه‌بسا به‌طور مشخص و بی‌واسطه سخنی از مفاهیم اساسی اندیشۀ سیاسی ایران باستان مورد بحث نباشد، اما بی‌تردید همچنان در پس ذهن و ضمیر انسان و اندیشۀ ایرانی تداوم چنین موضوعاتی را شاهدیم؛ البته در شرایطی که گرد تحریفات و آداب و رسومات زمینه‌ای و گردوغبار تاریخی شفافیت و حقیقت آنها را پوشانده است. به‌طور خاص در پژوهش پیش رو در پی پاسخگویی به این پرسش هستیم که چه معنا، فهم و برداشتی از ایده و باوری تحت عنوان ارته یا اشه و به‌تبع آن مفهوم «خویشکاری» در اندیشۀ سیاسی ایران باستان مطرح بوده است؟ مفروض ما در طول مقاله این است که معنای حقیقی اشه در چارچوب تفکر معنوی ایرانی و در ساحتی هستی‌شناختی و با توجه به مبانی انسان‌شناختی و فرجام‌شناختی فلسفۀ ایرانی قابل درک بوده و از تقلیل آن به ساحتی تاریخی، عینی و مادی که مؤید نوعی ساختار و سلسله‌مراتب عینی و بیرونیِ متصلب و تغییرناپذیر اجتماعی و سیاسی است، باید برحذر بود.