بررسی نقش واسط دوسوتوانی مدیریت در رابطه بین قصد استراتژیک و استراتژی رقابت همکاری با نقش تعدیل گر اشتراک دانش
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان
2 دانشجوی دکتری سیاستگذاری بازرگانی، گروه مدیریت، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان
doi
10.22070/cs.2022.14372.1107چکیده
استراتژی رقابت – همکاری پدیدهای است که حاصل پیگیری همزمان همکاری و رقابت بین شرکتها است و امروزه بهطور فزایندهای در مطالعات مدیریت راهبردی محبوب شده است؛ این در حالی است که صنایع با فناوری بالا به دلیل اینکه نیاز به تخصص و تکنولوژی بالا دارند که ممکن است هر کسبوکار بهطور کامل از آن برخورد نباشد نیاز مبرمی به همکاری و به اشتراکگذاری این تخصص و تکنولوژی دارند تا علاوه بر اینکه رقابت میکنند با همکاری بتوانند مزیت رقابتی بیهمتایی ایجاد نمایند. با توجه به مطالب گفتهشده اتخاذ استراتژی مبتنی بر رقابت همکاری در صنایع با فناوری بالا بیشازپیش پررنگتر میشود. هدف از این پژوهش بررسی نقش واسط دوسوتوانی مدیریت در رابطه بین اهداف استراتژیک و استراتژی رقابت همکاری با نقش تعدیل گر اشتراک دانش میباشد.پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش انجام کار، از نـوع پیمایشـی اسـت. جامعه آماری پژوهش را 109 نفر از مدیران فعال در صنایع با فناوری بالا که تجربه رقابت – همکاری را داشتهاند تشکیل میدهند که با روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب گردیده اند. ابزار پژوهش پرسشنامه میباشد که روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظر خبرگان و روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. ضریب آلفای کرونباخ همه متغیرها نیز بیشتر از 7/0 بدست آمد که نشان از تأیید پایایی ابزار است. دادههای به دست آمده ببا استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری و نرم افزار َ[AMOS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتیافتههای پژوهش نشان داد، قصد استراتژیک بر دوسوتوانی مدیریت و استراتژی رقابت همکاری تأثیر مثبت و معنیداری دارند و دوسوتوانی مدیریت بر استراتژی رقابت همکاری تأثیر معنیداری دارد. از نتایج دیگر اینکه دوسوتوانی مدیریت در رابطه بین قصد استراتژیک و استراتژی رقابت همکاری نقش میانجی ایفا میکند. علاوه بر این اشتراک دانش در رابطه بین قصد استراتژیک با دوسوتوانی مدیریت و قصد استراتژیک با استراتژی رقابت همکاری نقش تعدیل گر دارد.