کرامت ذاتی انسان بهمثابۀ بنیان آزادی، با تکیه بر آرای علامه طباطبایی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)
2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2019.216070.1006904چکیده
این مقاله درصدد است که با تکیه بر آرای علامه طباطبایی، به بررسی مفهوم و شاخصهای کرامت ذاتی انسان بپردازد و نشان دهد که این موضوع مبنای طرح آزادی در فلسفۀ سیاسی ایشان است. به همین منظور با استفاده از روش تفسیری متنگرای اشتراوس و از طریق رجوع کتابخانهای به آثار مکتوب علامه طباطبایی، ضمن اشاره به مفهوم کرامت ذاتی، شاخصهایی که براساس آن انسان دارای کرامت ذاتی شده است، برمیشمرده شده و روابط میان این شاخصها احصا میشود. سپس با مبنا قرار دادن کرامت ذاتی، به تعریف آزادی پرداخته شده و انواع آن در جامعه استنتاج میشود. بر این اساس مشخص میشود که کرامت ذاتی در اندیشۀ علامه طباطبایی ـ که عبارت است از کرامتی که در جریان تکوین و آفرینش انسان مطرح بوده و مربوط به مقام انسانیت است و در تمام افراد انسانی بهصورت بالقوه وجود دارد ـ دارای جایگاه ممتازی است و «شرافت ذاتی وجود»، «خلقت ممتاز انسانی»، «محوریت انسان برای سایر آفریدهها»، «فطرت»، «عقل»، «علم»، «قلب»، «اختیار»، «پذیرش امانت الهی» و «خلافت انسان» ـ البته با نظم رتبی خاص ـ، بهعنوان شاخصهای کرامت ذاتی انسان در اندیشۀ ایشان مطرح میشود. همچنین برمبنای تعریف و شاخصهای کرامت ذاتی، این نتیجه بهدست میآید که آزادی جزء بدیهیات زندگی فردی و اجتماعی است و هیچ موضوع عملیای بهجز قیود عملی تشکیل اجتماع نمیتواند آن را محدود کند. بر همین اساس آزادی تفکر نیز منتج از کرامت ذاتی و متأثر از شاخصهای آن بوده و کرامت ذاتی مبنای اصلی در هویتبخشی به آزادی در حیات اجتماعی است.