رابطۀ امنیت- توسعه در سیاست خارجی (مطالعۀ موردی روابط ایران و شوروی (1357-1340))

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری مسائل ایران دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2019.228045.1007024
چکیده

پیگیری همزمان دو مطالبة امنیت و توسعه در سیاست خارجی معاصر ایران ماهیتی پارادوکسیکال دارد، به‌طوری‌که دستیابی به امنیت از فرصت‌های توسعه‌ای کاسته و تلاش برای توسعه، اقدامی برای نقض امنیت تفسیر شده است. این وضعیت به مسئلۀ بزرگ‌تری با عنوان روابط امنیت-توسعه بازمی‌گردد. برای سیاستمداران ایرانی در بسیاری از مقاطع تاریخی، تعیین رابطة میان این دو مطالبه چالشی اساسی بوده است. این مقاله با بررسی الگوهای ارتباطی میان امنیت –توسعه و شیوه‌های سیاستگذاری که متناسب با این الگوها پدید می‌آیند، تلاش دارد ضمن مطالعۀ موردی مقطعی ویژه از تاریخ سیاست خارجی ایران به این پرسش بپردازد که در این دوره چه ارتباطی میان امنیت-توسعه برقرار شده است؟ بررسی روابط ایران- شوروی در سال‌های 1357-1340 این فرضیه را تقویت می‌کند که محمدرضا پهلوی از امنیتی‌سازی توسعه برای پاسخ همزمان به نیازهای امنیتی و توسعه‌ای کشور استفاده کرد. این مدل موجب برهم خوردن موازنۀ امنیت- توسعه در سیاست خارجی ایران شد و با وجود برنامه‌ها و فرصت‌های عظیم برای توسعه در ایرانِ آن زمان، به‌سبب هماهنگ نبودن سیاست‌های امنیتی و توسعه‌ای در تأمین هر دو این نیازها با چالش‌هایی اساسی مواجه شد.