تحلیلی آیندهپژوهانه از قدرت و نفوذ افراطگرایی اسلامی در جهان اسلام (مطالعۀ موردی: داعش)
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری گروه روابط بینالملل دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس
2 استادیار گروه روابط بینالملل دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jpq.2019.215071.1006894چکیده
بعد از وقایع سال 2010 در جهان اسلام، گسترۀ جدیدی از جریانهای افراطگرای اسلامی ظهور یافت که خشونت، درگیریهای فرقهای، تکفیر، بیثباتی سیاسی و تلاش برای دولتسازی از مهمترین اقدامات آن است. وسعت و شدت عملیات گروههای افراطی مزبور از جمله داعش به حدی است که سنجش قدرت و نفوذ آنها نزد صاحبنظران روابط بینالملل، از اهمیت خاصی برخوردار است. اما آنچه عمدتاً در این بین از آن غفلت شده، آیندۀ قدرت و نفوذ داعش در جهان اسلام است. از طرفی، آیندهپژوهی قدرت و نفوذ داعش، مستلزم بررسی سازههای تاریخی، سیاسی و اجتماعی افراطگرایی اسلامی است. این پژوهش بر این باور است که تقویت افراطگرایی اسلامی بیش از آنکه ناشی از بسترهای اجتماعی و داخلی کشورهای اسلامی باشد، حاصل راهبرد غرب برای مهار «اسلام سیاسی» توسط «اسلام افراطی» است. از اینرو، این پرسش مطرح است که آیندۀ نفوذ و قدرت داعش در جهان اسلام چگونه و براساس چه سازوکارهایی تحلیلپذیر است؟ فرضیۀ این نوشتار بر این بنیاد استوار است که قدرت و نفوذ داعش بهطور کامل نابود نخواهد شد و از سوی دیگر چندان نخواهد بود که افراطیون داعش بهعنوان یک دولت به رسمیت شناخته شوند. اثبات این فرض براساس تشخیص جایگاه آیندهپژوهی در ابعاد و اضلاع قدرت و نفوذ خواهد بود (نوآوری). نوع تحقیق حاضر نظری-کاربردی، رویکرد آن توصیفی- تحلیلی، شیوۀ گردآوری اطلاعات، کتابخانهای و اسنادی و روش پژوهش سناریوپردازی است.