بنیان‌های معرفت‌شناختی مشروعیت جامعه‌شناختی به کمک بررسی تطبیقی زیست‌جهان هوسرلی و مرتبۀ وجودی ملاصدرا

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2019.232861.1007062
چکیده

دو نکتۀ اصلی، هدف و شالودۀ مقالۀ حاضر را تشکیل می‌دهد. نخست اینکه به‌زعم بسیاری، استخوان‌بندی اصلی فلسفۀ صدرا، انتولوژیک است و در حوزۀ اپیستمولوژی حرف چندانی برای گفتن ندارد. به نظر می‌رسد برخلاف این عقیدۀ مشهور می‌توان استنتاج‌های عمده‌ای را در حوزۀ معرفت‌شناسی و به‌ویژه بین‌الاذهانیت از فلسفۀ او داشت. دوم نسبت‌شناسی این استنتاج‌ها با مفاهیمی چون زیست‌جهان در پدیدارشناسی هوسرل و هایدگر است. می‌توان نشان داد که اشتراک‌های زیادی میان مراتب وجودیۀ ملاصدرا و زیست‌جهان هوسرلی و هایدگری وجود دارد. بر این اساس، هیچ یک از دو مکتب فلسفی، به‌طور مستقیم دربارۀ فلسفۀ سیاسی سخن نگفته‌اند، اما برپایۀ استنتاج‌های مذکور می‌توان از آنها به فهمی متفاوت از بنیان‌هایاپیستمولوژیک مشروعیت سیاسی جامعه‌شناختی دست یافت.