راهبرد ایالات متحدۀ آمریکا در قبال دموکراسیخواهی در سوریه و بحرین؛ سردرگمی محصور یا موازنۀ راهبردی (2016-2011)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش مسائل ایران دانشگاه تهران
2 استادیار گروه روابط بینالملل دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jpq.2018.236629.1007091چکیده
اغلب پژوهشهایی که دربارۀ راهبرد آمریکا در قبال دموکراسیخواهی در غرب آسیا صورت گرفتهاند، به نوعی سردرگمی راهبردی اشاره دارند. آنها معتقدند آمریکا از طرفی در پی دموکراسیسازی و حمایت از حقوق بشر بوده و از دیگرسو بیم داشته که منافع راهبردی خود در منطقه را از دست بدهد؛ از اینرو چنین ملاحظاتی موجب بروز کنشهای ناسازوار از سوی این کشور شده است. اما در این مقاله، این پرسش مطرح میشود که مبنای راهبرد سیاست خارجی ایالات متحده در دو سوریه و بحرین در قبال روند دموکراسیخواهی چه بوده است؟ در پاسخ با واکاوی حوادث دو کشور سوریه و بحرین پس از سال 2011، این فرضیه طرح شده که مبنای کنش ایالات متحده مشخص و مبتنی بر موازنۀ راهبردی است. یافتههای مؤید فرضیه نشان میدهند: حفظ موازنه با هدف جلوگیری از بر هم خوردن تعادل نیروهای منطقهای راهبرد سیاست خارجی آمریکا بوده است. دموکراسیخواهی و حمایت از حقوق بشر در راستای راهبرد موازنه بهکار گرفته میشود و در صورت تضاد بین این دو مقوله، موضوع دوم نادیده انگاشته میشود. در این نوشتار ضمن بهرهگیری از رویکرد توصیفی- تحلیلی، در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانهای استفاده شده است.