واکاوی قابلیت پیاده ‏مداری؛ جنبشی در تقویت هویت ‏بخشی و انسجام اجتماعی شهرها مطالعة موردی: تحلیل تطبیقی بافت مرکزی شهرهای نقده و قروه

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی

2 دانشگاه علوم پزشکی سبزوار

3 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/jhgr.2021.313584.1008201
چکیده

در دهه ‏های اخیر به دنبال گسترش بی‏ رویة کالبدی شهرها و نقش پُررنگ عامل اتومبیل، جوامع شهری به‏ تدریج شاهد تنزل کیفیات محیطی و فضایی در امر تعاملات، همبستگی، و انسجام اجتماعی شده است. انسجام اجتماعی موردقبول واقع ‏شدن تفاوت‏ های فرهنگی و هویت بومی است که درنهایت به یک سرمایة فرهنگی قوی می‏ انجامد. امروزه، جنبش پیاده ‏راه ‏سازی به دنبال تقویت حیات اجتماعی، هویت بومی، و تحقق شهری انسان‏ محور در کانون توجه برنامه ‏ریزان و طراحان شهری جای گرفته است. تحقیق حاضر با هدفی کاربردی و ماهیتی توصیفی- تحلیلی سعی در تحلیل تطبیقی امکان‏ سنجی ایجاد پیاده ‏راه در معابر موجود در بافت مرکزی شهرهای نقده و قروه با هدف تقویت هویت ‏بخشی، انسجام، و همبستگی اجتماعی دارد. شیوه‏ های گردآوری اطلاعات مبتنی بر روش‏های اسنادی- کتابخانه‏ ای و بهره ‏گیری از روش‏ های مشاهده، مصاحبه، و وارسی میدانی است. جامعة آماری و حجم نمونة تحقیق مشتمل بر دو گروه متخصصان حوزة علوم شهری و شهروندان بومی است. جهت تجزیه و تحلیل کمی نیز از آزمون‏ های کولموگروف- اسمیرنوف، همبستگی پیرسون، آنتروپی شانون، و کوکوسو بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از آزمون پیرسون حاکی از آن است که بین دو مؤلفة پیاده‏ راه‏ سازی و تقویت انسجام و هویت شهری ارتباط همبستگی مثبت و قوی وجود دارد. همچنین، طبق روش آنتروپی شانون، مؤلفه‏ های ارتقای فضاهای جمعی و شرایط توپوگرافی به‏ ترتیب با وزن‏های 3985 / 0 و 002 / 0 بیشترین و کمترین سطح اهمیت و اولویت را در میان سایر مؤلفه ‏ها به خود اختصاص داده ‏اند. طبق نتایج روش کوکوسو نیز بافت مرکزی شهر نقده با ضریب نهایی 252 / 4 در وضعیت مطلوب‏ تری نسبت به بافت مرکزی شهر قروه با ضریب نهایی 83 / 1 در امر امکان ‏سنجی پیاده ‏راه‏ سازی جای گرفته است.