مقایسه دیدگاه مرتضی مطهری و پل تیلیش در توسل به ایدة زبان نمادین در مسئله تکامل و آفرینش تطبیقی
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.30479/wp.2025.21104.1123چکیده
بسیاری از فیلسوفان، متألهان و متفکران مسیحی، داستان طوفان نوح و خلقت انسان و دیگر قصص تاریخی متون مقدس را نه گزارش یک واقعه تاریخی، بلکه طریقهای نمادین و سمبلیک برای ارائه نکات دینی دانستهاند، ولی پل تیلیش که تأویلگرایی تمامعیار است، در تفسیر متون دینی، همه گزارههای دینی، ازجمله داستان آفرینش را نیز در قالب زبان نمادین (زبانشناختاری غیرواقعگرا) تفسیر میکند و بههمین سبب معتقد است بین علم و دین تعارض وجود ندارد. در مقابل، مرتضی مطهری تنها داستان آفرینش آدم را که در آن امکان تفسیر واقعگرایانه ممکن نیست، بر اساس زبان نمادین و سمبلیک تفسیر میکند و درباره سایر قصص قرآنی، عموماً سخنی به سلب یا ایجاب نگفته است. مطهری با تکیه بر زبان نمادین در داستان آدم، آن را از زبان توصیفی علم متمایز میسازد، زیرا آنچه در زبان علمی جایز نیست، در زبان سمبلیک رواست و آنچه در زبان علمی رعایت آن ضروری است، در زبان نمادین قابل اغماض است. هرچند مطهری در داستان آفرینش آدم بر نمادین بودن زبان قرآن تأکید میورزد، ولی بهدلیل آنکه نگرش گزارهای به وحی دارد، از این جهت زبان دین را، همچون تیلیش، زبان شناختاری غیرواقعگرا نمیداند، و اساساً از نظر ایشان، مواد داستان آدم، همه حقیقی است، اما زبان وحی در بیان آفرینش، زبان نمادین است.