همکاری های نوین منطقهای اسیای مرکزی و چشمانداز آیندۀ آن
نویسندگان
1 استاد گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، دانشکدۀ علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
2 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد روابط بینالملل دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jpq.2018.213383.1006877چکیده
پس از فروپاشی اتحاد شوروی در دهۀ 1990 و رکود اقتصادی چشمگیر حاصل از آن در منطقۀ آسیای مرکزی، در دهۀ نخست سال 2000، منطقه روند رشد سریع اقتصادی و ادغام داخلی و خارجی را تجربه کرد. ادغام در آسیای مرکزی، اتصال بین قزاقستان، قرقیزستان افغانستان و رشد سریع در روابط اقتصادی با برخی از همسایگان بزرگ، بهویژه چین و روسیه بود. این فرایندِ ادغام آسیای مرکزی بخشی از روند بزرگتر ادغام فضای اقتصادی اوراسیا بوده است. در این معنا، یکپارچگی اقتصادی آسیای مرکزی یک واقعیت است؛ اما در این فرایند این شکافهای جدی وجود دارد: رویۀ عملی بستۀ برخی از کشورهای منطقه به تجارت درونمنطقهای بهویژه توسط ترکمنستان و ازبکستان، بستهشدن مرزها، همکارینداشتن در زمینههای انرژی و آب، حکومتها و سازمانهای منطقهای ضعیف. همکاریهای منطقهای مؤثر در میان کشورهای آسیای مرکزی، رؤیایی دور باقی مانده است؛ ولی چهار تحول اخیر بهشدت از روند همکاریهای منطقهای در آسیای مرکزی حکایت دارد: 1. نیت آشکار چین برای استفاده از سازمان همکاری شانگهای بهعنوان ابزاری مؤثر برای حمایت از همکاریهای اقتصادی منطقهای؛ 2. روند جامعۀ اقتصادی اوراسیا به رهبری روسیه و پیشرفت آن در ایجاد یک اتحاد گمرکی؛ 3. تلاش اروپا و آمریکا برای حمایت از روند ادغام منطقهای افغانستان؛ 4. تلاشهای مداوم، با حمایت چین برای تقویت برنامۀ همکاری اقتصادی منطقهای آسیای مرکزی.