بررسی توانایی تشکیل بیوفیلم توسط باکتریهای موجود در کود زیستی فسفات بارور 2 و اثر آنها همراه با کاربرد خاک فسفات بر رشد جو
نویسندگان
1 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد، گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه مراغه
2 دانشیار، پیدایش، ردهبندی و ارزیابی خاک، گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه مراغه
3 استادیار، بیولوژی و بیوتکنولوژی خاک، گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه مراغه
4 استاد، فیزیولوژی گیاهان زراعی، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه مراغه
doi
10.22092/sbj.2025.368020.273چکیده
تشکیل بیوفیلم در ریزوسفر گیاهان زراعی توسط باکتریهای حل کننده فسفات نامحلول خاک میتواند با بهبود کلنیزاسیون ریشه و افزایش حلالیت فسفر موجب افزایش کارآمدی آنها شود. کود زیستی فسفات بارور2 حاوی باکتریهای Pesudomonas putida و Pantoa agglomerans میباشد، که با ترشح اسیدهای آلی و آنزیم فسفاتاز باعث تجزیه ترکیبات فسفره نامحلول در خاک شده و امکان جذب این عنصر را برای گیاهان فراهم میکند. تاکنون اطلاعاتی در خصوص قابلیت تشکیل بیوفیلم توسط باکتریهای این کود گزارش نشده است. برای بررسی این موضوع باکتریهای این کود جداسازی شده و تشکیل بیوفیلم توسط آنها روی سطح پلاستیکی و در حضور ترشحات ریشه جو ارزیابی شد. سپس توانایی انحلال فسفر این باکتریها با کاربرد پودر سنگ فسفات در محیط کشت اسپربر بهصورت جداگانه و کنسرسیوم دو باکتری اندازهگیری شد. در ادامه آزمایشی گلخانهای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی با 3 تکرار با تلقیح جو رقم انصار و 3 سطح فسفر از منبع خاک فسفات (صفر، 6 و 12 میلیگرم بر کیلوگرم) طراحی شد و اجزای عملکرد جو در این تیمارها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج دادند که باکتریهای این کود توانستند در حضور ترشحات ریشه گیاه جو بیوفیلم تشکیل دهند. شاخص بیوفیلم در باکتریها بهصورت فردی و در حالت کنسرسیوم متفاوت بود و بیشترین میزان آن به مقدار 0/84 در باکتری P. agglomerans مشاهده گردید. برقراری رابطه رگرسیونی میان صفات اجزای عملکرد ارزیابی شده، با شاخص تشکیل بیوفیلم توسط باکتریها نشان داد که شاخص برداشت با ضریب تبیین 0/97، وزن هزار دانه با شاخص تبیین 0/97و وزن دانه در گلدان با ضریب تبیین 0/74 بهترین ارتباط خطی و مستقیم را با آن دارند. بنابراین بهنظر میرسد تشکیل بیوفیلم توسط باکتریهای حلکننده فسفات میتواند به عنوان یک استراتژی مؤثر در بهبود کارایی کودهای زیستی و افزایش جذب فسفر توسط گیاه جو و احتمالا سایر گیاهان زراعی مورد توجه قرار گیرد.