مبنا و ابعاد هوش اخلاقی براساس فرهنگ نهج‌البلاغه: یک بررسی تطبیقی

نویسندگان

1 استادیار گروه معارف دانشگاه بوعلی سینا

2 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه بوعلی سینا

3 استاد گروه روانشناسی دانشگاه بوعلی سینا

doi
10.22084/nahj.2019.19065.2274
چکیده

این پژوهش، با هدف بررسی مبنا و ابعاد هوش اخلاقی براساس فرهنگ نهج‌البلاغه و بررسی تطبیقی آن با مبنا و نظریه هوش اخلاقی بوربا انجام شد. پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی انجام شده است. داده­ها شامل نهج‌البلاغه بود که بر این اساس از طریق نمونه‌گیری هدفمند بخش­هایی از خطبه­ها، نامه­ها و حکمت­های نهج‌البلاغه جهت بررسی مؤلفه­های هوش اخلاقی انتخاب شدند. به این منظور متن نهج‌البلاغه با روش تحلیل محتوا با استفاده از سه فرایند پیاده­سازی، کدگذاری باز و کدگذاری انتخابی موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که ابعاد هوش اخلاقی براساس فرهنگ نهج‌البلاغه شامل بعد شناختی (تأملی، دانش/ عقل)، بعد معنوی (قدرشناسی، خودسازی، خودکنترلی و وجدان)، بعد اجتماعی (روابط بین فردی، خیر عمومی، انصاف/ عدالت) و بعد عاطفی (مهربانی، احترام، همدلی، بردباری / صبر، مسؤولیت پذیری و گشاده‌رویی) است و مبنای هوش اخلاقی شامل خدامحوری و در مرحله بعدی آن انسان‌محوری می­باشد. درحالی‌که مبنای هوش اخلاقی از دیدگاه بوربا انسان‌محوری است؛ بنابراین می­توان بیان کرد که براساس فرهنگ نهج‌البلاغه تعادل بین ابعاد هوش اخلاقی با مبنای خدامحوری و انسان‌محوری برای رفتار اخلاقی ضرورت دارد.