انسان فرجامین در پردیس آغازین: بررسی تحلیلی تفاسیر هگزامرون در آموزههای یوهانس اسکاتوس اریوگنا.
نویسندگان
1 استاد، گروه ادیان و عرفان، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران
3 استاد، گروه ادیان و عرفان، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران
doi
10.22061/orj.2025.2376چکیده
باغ عدن یا پردیس در آموزههای یوهانس اسکاتوس اریوگنا متأله و فیلسوف ایرلندی قرن نهم میلادی، متناظر با طبیعت مظهور انسان است و آن عالمی است که تماماً با عقل الهی صورتبندی شده است. اریوگنا، پردیس یا عالم تئوفانیک را طبیعت متجلی و نمادین الوهیت میداند و طبق نص تورات آن را بر شاکلۀ الوهی انسان (Imago Dei) ذکر میکند. با این حال، وی بین مخلوق تقدیری الوهیت که مطابق با علم خداوند به منصه ظهور میرسد و خلقتِ حاصل از پیش دانی الهی از عصیان انسان که جهان هابط است، خط فاصله میگذارد. اریوگنا رسیدن افراد انسانی به پردیس خود را امری پسینی و در گروی گشودگی عقلی (دیالکتیک) ضمن ایمان ترسیم میکند و بر خلاف نگاه غالب کاتولیسم، انسان هابط را رانده شده از پردیس خود نمیبیند، بلکه در باور او انسان ربطی ذاتی با طبیعت یا صورت عقل عالی خود دارد که نیل به آن با گامهای دانش روح، یعنی دیالکتیک عقلی امکانپذیر است. با این همه اریوگنا رسیدن به پردیس را غایت حرکت انسان تلقی نمیکند، بلکه وصول به سرّ پردیس که مرادف با عبور خواص انسانها از طبیعت انسانی به الوهیت است، همان غایتی است که احراز آن تنها با فیض الهی ممکن میگردد.