جامعه‌شناسی ظهور تفکر سیاسی جدید در آستانۀ انقلاب مشروطۀ ایران

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانش آموختۀ دکتری علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2018.211272.1006852
چکیده

جامعه­شناسی تفکر رویکردی نسبتاً جدید به مطالعۀ اندیشۀ سیاسی است که ظهور و افول و نیز محتوای اندیشه­ها را براساس مطالعۀ زمینه­های اجتماعی آنها توضیح می­دهد. در این مقاله، با استفاده از الگوهای تحلیلی دو تن از جامعه­شناسان معاصر (روبرت ووسنو و رندال کالینز) تلاش می­شود الگوی مرکبی برای تحلیل جامعه­شناختی ظهور تفکر سیاسی نوین در دهه­های پیش از انقلاب مشروطۀ ایران طراحی می‌کنیم. سپس با استفاده از این الگو تلاش می­شود نشان داده شود که چگونه ظهور اندیشۀ سیاسی جدید در ایران معاصر، نه چنانکه معمولاً ادعا شده است، پدیده‌ای وارداتی و بی­زمینه، بلکه برعکس، در پیوند با ظهور ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مرتبط در ایران قرن نوزدهم بوده است. استدلال می­شود که بر اثر این تحولات ساختاری، جامعۀ ایران نیمۀ دوم قرن نوزدهم دیگر جامعه­ای ضعیف، ایستا و متفرق نبوده، بلکه جامعه­ای قدرتمند، پویا و تا اندازه­ای پلورالیستی بوده که امکان حمایت از زمینه­های نهادی تفکرات جدید را فراهم می­کرده است.