نوسازی نهادی در پادشاهی های سنتی و شکل گیری رژیم نئوپاتریمونیال: تجربۀ دولت پهلوی اول
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2018.227346.1007014چکیده
در این مقاله تلاش میشود تا «منطق تکوین» اولین دولت مدرن ایرانی برحسب پویایی برآمده از مواجهه و تلفیق مؤلفههای نهادی دولت سنتی ایرانی و ویژگیهای نهادی دولت مدرن توضیح داده شود، درحالیکه گروهی در ذیل رویکرد «گسست» با تمرکز بر نهادها و کارکردهای نوسازانۀ دولت رضاشاهی، آن را دولتی مدرن و دارای تمایز مبنایی با دولت سنتی میدانند، گروهی دیگر در ذیل رویکرد «تداوم»این دولت را در ادامۀ حکمرانی سنتی ایرانی تحلیل میکنند. این مقاله با نقد هر دو رویکرد، به اتکای تحلیلی از ماهیت دولت سنتی ایرانی، میکوشد تا زمینهای برای فهم ماهیت دولت پهلوی، برحسب تلفیق و همجوشی مؤلفههای دولت پاتریمونیال سنتی، با ابزارها و نهادهای دولت مدرن فراهم آورد. مقاله معتقد است که این همزیستی نهادی اگرچه گسستی بنیادین از دولت پاتریمونیال سنتی بود و توانست به ضعف ساختاری آن دولت غلبه کند، این امر به هزینۀ تحریف نظاممند شکلگیری دولت مدرن صورت گرفت؛ تحریفی که متضمن تثبیت نهادها و مناسبات حامیپرورانه در متن دولت جدید، تهی شدن این نهادها از استقلال نهادی و بدل شدن آنها به ابزار قدرت شخصی حاکم و خاندان وی بوده است. چنین دولتی در گونهشناسی نظریهپردازان نئووبری دولت، نئوپاتریمونیالیسم نامیده شده است. نویسنده باور دارد توجه به ترکیب نهادی پیچیدۀ این شکل از دولت، بهعنوان میراث نهادی اولین دولت جدید در ایران از آن جهت اهمیت دارد که سرنوشت سیاست و نیز توسعه در دوران بعد بهشدت تحت تأثیر آثار بسیار مخرب این میراث بوده است.