جان رالز: گذار از نظریه ای در باب عدالت به لیبرالیسم سیاسی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2018.200984.1006744
چکیده

گذار در نظریۀ سیاسی جان رالز به مواضعی اشاره دارد که او پس از انتشار اثر نخست خود، «نظریه‌ای در باب عدالت»، اتخاذ کرد. این گذار ناشی از نارضایتی‌ها و ناسازگاری‌های درونی بود که او درصدد اصلاح آنها برآمد. تغییراتی که او در نظریۀ خود اعمال کرد، در «لیبرالیسم سیاسی» به اوجو تکامل نهایی خود رسید. فهم این گذار با رجوع به مسئلۀ پایداری ممکن خواهد بود. از نظر رالز، پایداری برای همکاری‌های اجتماعی و تحقق جامعۀ بسامان ضروری بود. او در ابتدا بر آن بود که پایداری با تکیۀ صرف بر عناصر آن، یعنی حس عدالت و برهان همسازی، به‌طور ذاتی تحقق می‌پذیرد. اما، به مرور زمان، با فاصله گرفتن از دیدگاه‌های اخلاقی، و با پذیرش واقعیت تکثرگرایی معقول و اهمیت ارزش‌های سیاسی، به این نتیجه رسید که صرف پذیرش اصول عدالت توسط شهروندان به پایداری و جامعۀ بسامان منجر نخواهد شد. او این بار با طرح خوانشی متفاوت از پایداری و جایگزین کردن اجماع همپوش به‌جای برهان همسازی شرایطی را فراهم آورد تا آموزه‌های جامع و متکثر شهروندان به رسمیت شناخته شود. بنابراین شهروندان می‌توانند در قالب یک خودآیینی واقعی اقدام به عمل عادلانه در جامعۀ بسامان کنند.