ایدهآلیسم و روانیدن روشنگری
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری اندیشۀ سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2018.142366.1006727چکیده
در تاریخ اندیشه، متداول است که هر جنبش فلسفی میبایست در چارچوب تاریخی خویش فهمیده شود. این حکم، بهخصوص، حقیقت ایدهآلیسم آلمانی را نمایان میکند که اهداف و مسائل آن تنها در چارچوب فرهنگ آلمانِ متأخر قرن هجدهم قابل فهم است. بهطور خاص، این فرهنگی که حیات فکری غالب در آلمان از میانة قرن هجدهم بهحساب میآمد، روشنگری نامیده میشد. اما، با نزدیک شدن به اواخر قرن هجدهم، نشانههایی از بحران در روشنگری پدیدار شد. اصول بنیادین روشنگری انتقادگرایی عقلایی و طبیعتگرایی علمی بود. درحالیکه فرجام انتقادگرایی افتادن در دام شکاکیت بود، نتیجة طبیعتگرایی در ماتریالیسم نمایان میشد. اما هر دو غیرقابل پذیرش بودند، زیرا اگر شکاکیت باورهای عقل سلیم را در واقعیت جهان برون تحتالشعاع قرار میداد، ماتریالیسم باورهای متعلق به آزادی، ابدیت و [خداوند] را تهدید میکرد. ایدهآلیسم آلمانی و همة اشکال آن- ایدهآلیسم استعلایی کانت، ایدهآلیسم اخلاقی فیشته و ایدهآلیسم مطلق رمانتیکها- کوششهای بسیاری بهمنظور حل بحرانهای روشنگری کردند. بدینسان، هدف این مقاله، نمایش ایدهآلیسم آلمانی بهعنوان کوششی پایدار بهمنظور حفظ میراث روشنگری است.