کشف دوباره «جهان ادراک» بهواسطه دیالکتیک نقاشی در فلسفه مرلوـپونتی با مراجعه مصداقی به مجموعه «تنه درختان» اثر سهراب سپهری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران.
doi
10.30479/wp.2025.21286.1133چکیده
میتوان درونمایه اصلی فلسفه موریس مرلوـپونتی را بازگشت به چگونگی نخستین تجربه از واقعیت، رابطه بیواسطه آگاهی با خود و با جهان و تلاش برای شناخت ذهن و زندگی انسان در عالم دانست. او بر این باور است که هنر و فلسفه مدرن کشف دوباره «جهان ادراک» را ممکن میسازد؛ آنجهانی که بهواسطه حواسمان و در اثنای زندگی روزمره بر ما آشکار میشود. نگاه سپهری به ادراک، مشابه نظریه ادراک حسی مرلوـپونتی است. او با دانش تحمیلی و ناسازگار با فطرت متفکر بشری مخالف است و در هنر وی، احساس نیز معادل ادراک حسی است. هدف از این پژوهش تأملی بر امکان انکشاف جهان، آنچنانکه ما آن را ادراک میکنیم، بهواسطه دیالکتیک نقاشی است؛ آنجهانی که تنها انباشتهای از آنچه بهچشم میآید نیست، بلکه وضعیتی است که در آن سکنی میگزینیم. در این رهگذر با مراجعه موردی به مجموعه «تنه درختان»، در پی یافتن پاسخی بر این پرسش خواهیم بود که آیا بهواسطه جهان آغازینی که دیالکتیک نقاش فراز میآورد، تناوردگی وجود ممکن میگردد؟ آیا طنین تنانه نقاشی، انکشاف دوباره «جهان فرهنگ» را ممکن میسازد؟ این مقاله، از منظر هدف، بنیادی و از حیث روش، توصیفیـتحلیلی است و با جمع آوری اطلاعات بهروش کتابخانهای گردآمده، ابزار بهکار گرفته شده نیز فیشبرداری است. همچنین دادهها بهشیوه تجزیه و تحلیل کیفی بررسی شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد هنر و مشخصاً دیالکتیک نقاشی، امکان اسکان در قرب وجود را فراهم میسازد و جلوهای از درـجهانـبودگی ما را ظهور بخشیده و در این رهگذر، کشف دوباره جهان ادراک ممکن میگردد و انکشاف وجود، که بهداوری مرلوـپونتی از طریق ناـدیدنی است، یعنی آنچه در این عالم خانه دارد، آن را حفظ میکند، خودش را و امکان درونی عالم را دیدنی میسازد، میسر میگردد.