ارزیابی مبتنی بر سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) از دسترسی‌پذیری ایستگاه‌های آتش‌نشانی در زاویته، دهوک

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم جنگل، گروه جنگلداری، دانشکده علوم مهندسی کشاورزی، دانشگاه دهوک، عراق

2 استادیار، گروه جنگلداری، دانشکده علوم مهندسی کشاورزی، دانشگاه دهوک، عراق

3 استاد، گروه مهندسی عمران، دانشکده مهندسی، دانشگاه موصل، عراق

doi
10.22034/ijf.2026.543401.2065
چکیده

آتش‌سوزی‌های جنگلی تهدیدی جدی برای جنگل‌های باارزش بوم‌شناختی منطقۀ زاویتا در شمال عراق به شمار می‌روند، جایی که فعالیت‌های انسانی و توان محدود در مهار آتش، خطرهای بیشتری ایجاد می‌کند. با وجود استقرار یک ایستگاه آتش‌نشانی (F1) در این منطقه، پوشش خدماتی آن محدود است. از این‌رو، در این پژوهش بررسی شد که آیا افزودن یک ایستگاه آتش‌نشانی جدید (F2) در مرکز منطقه می‌تواند کارایی اطفای حریق را بهبود بخشد یا خیر. با استفاده از نرم‌افزار تحلیل شبکۀ مبتنی بر GIS (ArcGIS 10.8)، دسترسی جاده‌ای و زمان سفر به ۳۳ ناحیۀ جنگلی براساس فرضیه‌های مربوط به وضعیت جاده‌های آسفالته و جنگلی مدل‌سازی شد. زمان‌های سفر خودروهای آتش‌نشانی برای هر دو سناریوی F1 و F2 تحت بازۀ زمانی بحرانی پاسخ‌دهی ۱۵ تا ۲۰ دقیقه محاسبه شد. یک مدل رگرسیون چندجمله‌ای از درجۀ سوم توسعه داده شد و رابطۀ میان زمان پاسخ‌دهی و مساحت سوخته‌شده با برازش بسیار عالی (R² = 0.9999 برای کالیبراسیون و R² = 0.9984 برای اعتبارسنجی) تأیید شد. پیش‌بینی مساحت‌های سوخته‌شده برای هر دو سناریوی F1 و F2 در همۀ نواحی جنگلی امکان ارزیابی اثربخشی نسبی آنها را فراهم کرد. ایستگاه F1 در بازۀ زمانی ۲۰ دقیقه‌ای حدود ۷۲ درصد (معادل ۳۰۵ کیلومتر مربع) از محدودۀ پژوهش را پوشش داد، درحالی که F2 حدود ۷۰ درصد (معادل ۲۹۳ کیلومتر مربع) را پوشش داد. هرچند ایستگاه F1 یک ناحیه بیشتر از F2 را در بازۀ بحرانی پوشش می‌داد (۲۷ در برابر ۲۶ ناحیه)، نتایج مدل رگرسیون نشان داد که F2 در نواحی مرکزی کلیدی پاسخ سریع‌تری ارائه داد و در نتیجه سبب کاهش خالص ۲۸۸ هزار مترمربع از مساحت سوخته در منطقه شد. مدل چندجمله‌ای نشان داد که تأخیرهای کوتاه در زمان پاسخ‌دهی تأثیری نمایی بر شدت خسارت آتش‌سوزی دارند که بر ضرورت ایجاد ایستگاه‌های بیشتر و جانمایی راهبردی آنها تأکید می‌کند. مدل پیشنهادی شامل پیکربندی هر دو ایستگاه (F1 + F2) است تا بهترین تعادل میان پوشش جغرافیایی و دسترسی از موقعیت مرکزی حاصل شود. این پیشنهاد سبب افزایش توان اطفای حریق، کاهش از دست رفتن جنگل‌ها و ایجاد الگویی برای برنامه‌ریزی مدیریت بحران در مناطق مشابه دارای حساسیت بوم‌شناختی و منابع محدود می‌شود.