الگوی بومی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران؛ مدلی برای قدرتسازی بازیگران منطقهای
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز
doi
10.22059/jpq.2017.114734.1006417چکیده
گذری بر متون تولیدشده در حوزۀ قدرت نرم، بهویژه کاوش در نظریات شارح برجستۀ این مفهوم جوزف نای، نمایانگر این حقیقت است که تاکنون تمامی محققان و دانشمندان فارغ از ارائۀ چارچوبی منسجم بهمنظور کاربست این مفهوم در راستای تحقق اهداف و منافع اعمالکنندگان آن، قدرت نرم را فقط بهمثابۀ ابزاری توصیفی و نه کاربردی استعمال کردهاند. در واقع اینان از مفهوم قدرت نرم، برداشت و مفهومی هژمونیک و انحصاری ساختهاند که تنها کشورهای برتر اقتصادی و نظامی توان به خدمت گرفتن آن را دارند و نه قدرتهای متوسط و منطقهای. در این مقاله در پی آنیم تا از رهگذر دستهبندی و تئوریزه کردن ابعاد مختلف قدرت نرم و تمایز قائل شدن بین «منابع سخت» و «منابع نرم» از یک سو، و «منابع نرم» و «قدرت نرم» از سوی دیگر، برخلاف تمایز بین قدرت اجبار و قدرت جذب - آنچنان که نای و هوادارانش اشاره کردهاند- یک «تئوری منبعمحور» از قدرت نرم ارائه دهیم تا از طریق آن ضمن شکستن انحصار الگوی هژمونیک فعلی، زمینۀ بهرهمندی قدرتهایی چون ایران، از کارویژههای قدرت نرم فراهم شود.